Post #75676
136
زمزمه کردن با داریوش وقتی میگه “خوشا مردن، خوشا از عاشقی مردن.” و حس کردن قطره های بارون روی دستت درحالی که خورشید تمام زورش رو میزنه پشت ابر نره و جاده. احتمالا این تمام چیزی بود که برای اکتبر میخواستم.
𝖿 𝖿𝗈𝗋𝖾𝗌𝗍 𝗅𝗂𝖻𝗋𝖺𝗋𝗒𖥧 @thelostwitchhome · 1.31K subscribers