1405.5.16
کابینتهای باز. آشپزخونه. من. تو. عشق.
ناگهان هیولا.
چرا نگاه میکنی فقط؟
تجاوز.
نگاه نکن. نگاه نکن. لبخند نزن. نجاتم بده.
جیغ. جیغ. جیغ. جیغ.
جنازهی توی کابینت، متعلق به من. چشمهای نیمه باز و اشکی. دهن خشک شده.
پشت نکن به من. من رو تنها نذار. عاشق هم بودیم ما.
روحم از دستم افتاد و توی سینک رفت.
به سمت فاضلاب شاید؟
Post #4290
82