🐼: (در حال خوندن کامنت) «کی اسم این بچه رو انتخاب کرد؟» من... اول خودم بهش فکر کردم بعد از تشو پرسیدم که اسمش رو دوست داره یا نه.
🐼: اولش سعی کردم یه اسم خوب برای بچه پیدا کنم اسم تشو و پینگ رو باهم ترکیب کنم و ببینم چطوری میشه ازش یه اسم ساخت.
🐼: آخرش فقط باهم قاطیشون کردم حس کردم... «تینگتینگ تینگتینگ!» اوه، چه اسم کیوتی راحت هم تو ذهن میمونه.
🐼: تازه با صورت بچه هم خیلی جور درمیومد. وقتی دیدم اسم چقدر به قیافش میاد گفتم... اوکی همین اسمشه.
🐼: بعد اسم رو به تشو پیشنهاد دادم و تشو هم همون لحظه گفت: «اوه، عاشقشم!» و اینطوری خیلی سریع اسمش شد «تینگتینگ».
🐼: بچهدار شدن و اینکه تبدیل به یه «خانواده سپتامبری» شدیم خیلی کیوته. واقعا چه تصادف جالبی!
🐼: اولش اصلا بهش فکر نکرده بودم. استفا گفتن: «هی هر سه این بچهها توی یه ماه به دنیا اومدن!»
🐼: منم یه لحظه بهش فکر کردم و گفتم... «اوه راست میگه!»
🐼: چون ما خانواده سپتامبری هستیم. انگلیسیش چی میشه دوباره؟ September family! تشو، پینگپینگ، تینگتینگ... خانواده سپتامبری! 😭🩷