••••••••••••••••••••••┈✾•✾•✾┈•••••••••••••••••••
از خودم هم شده ام خسته و بیزار حسین
ما کسادیم تویی گرمی بازار حسین
آب شد سینه ام از داغ لب عطشانت
یاد لب های تو مردم دم افطار حسین
مادری با پدری با پسری می آیند
وقت مرگم چه شود لحظه دیدار حسین...
هر که با صد گره کور به نزدش آمد
باز کرده ست به ابرو گره از کار حسین
حقم این است که من را به جهنم ببرند
حقم این است ولی آه تو مگذار حسین
جنس بی قیمت افتاده ته انباریم
ما نداریم به غیر از تو خریدار حسین
#محمد_سبحان_مهنام
#تشنهلب | @Teshnelaab
Post #766
848
- ❤ 19