پرسشهایی پیرامون فرگشت
بخش بیست و دوم
چگونه ما انسان شديم؟؟!!
(نياكان فراموش شده ما)
بالاخانوادهی انسانواران
در میان جانوران راستهای وجود دارد به نام «نخستیسانان» (Primates) که در این راسته (Order) که از جمله شامل میمونها هم هست، یک «بالاخانواده»(Superfamily) وجود دارد به نام «انسانواران» (Hominoidea).
تا حدود ۲۰-۱۵ میلیون سال پیش ما انسانها بههمراه گیبونها، شامپانزهها، گوریلها و اورانگوتانها همگی عضو این «بالاخانواده»ی پرجمعیت بودیم، یعنی هنوز به چند دسته تقسیم نشده و از هم قابل تشخیص نبودیم.
اما این «بالاخانواده»ی بزرگ و خوشبخت همان حدود ۲۰-۱۵ میلیون سال پیش دچار اولین انشعاب شد یعنی «گیبون»ها از نظر ژنتیک مستقل شدند و برای خود خانوادهی «هیلوباتید» (Hylobatidae) را تشکیل دادند و باقی فامیل با نام خانوادگی «انسانسایان» (Hominidae) نامیده شدند.
همینجا عرض کنم گیبونها که «میمونهای درازدست» هم نامیده میشوند و بعدها خود به چهار سرده یا جنس (Genus) تقسیم شدند، موجوداتی هستند لاغراندام و درازدست که امروزه در جنگلهای گرمسیری جنوب شرقی آسیا بالای درختها آکروبات بازی میکنند و با باقی اعضای بالاخانوادهی فوق تفاوتهایی دارند.
از جمله اینکه بهنسبت کوچکترند، تفاوت ظاهری جنس نر و مادهشان کمتر است، لانه نمیسازند و برخی ویژگیهای ساختار بدنیشان بیشتر به میمونها شباهت دارد.
مهمتر از همه اینکه برخلاف خانوادهی انسانسایان (و از جمله بسیاری انسانهای امروزی) روابط جفتی پایدار دارند!
انشعاب در خانوادهی انسانسایان
زیرخانوادهی پونگینه: اما خانوادهی «انسانسایان» هم زیاد پایدار نماند و در اثر اختلافات ژنتیکی بهوجود آمده حدود ۱۴ میلیون سال زیرخانوادهی «پونگینه» (Ponginae) شامل سردهی اورانگوتان از گوریلها، انسانها و شامپانزهها جدا شدند.
اورانگوتانها که در حال حاضر تنها سردهی باقیمانده از انسانسایان در قارهی آسیا هستند (البته علاوه بر انسانها!)
در زمرهی باهوشترین نخستیسانان بهشمار میروند چون میتوانند انواع ابزارهای پیچیده را بهکار ببرند و هر شب هم با استفاده از شاخ و برگ درختان، لانهای برای خواب بسازند.
اورانگوتانها برخلاف برخی انسانها خوی تهاجمی ندارند و بیشتر بهصورت منزوی دنبال غذا میروند.
این اقوام نجیب ما فعلاً فقط در جنگلهای بارانی جزیرههای بورنئو و سوماترا یافت میشوند و تنها دو گونه (Species) از این سرده باقی مانده که متاسفانه هر دو در خطر انقراض هستند.
زیرخانوادهی گوریلساییان: پس از انشعاب اورانگوتانها تا مدتی سخن از جدایی نبود تا حدود ۷ میلیون سال پیش که زیرخانوادهی «گوریلساییان» (Gorillinae) هم انسانها و شامپانزهها را تنها گذاشتند و از نظر ژنتیک مستقل شدند.
گوریلها که در حال حاضر ساکن جنگلهای آفریقا هستند، ۹۹-۹۸ درصد DNAیشان با انسان یکسان است و پس از شامپانزه، نزدیکترین خویشاوند نوع انسان محسوب میشوند.
این دسته از اقوام ما در گروههای ۵ تا ۳۰ نفره زندگی میکنند و هر گروه یک رهبر دارد که همهی تصمیمها را میگیرد و در درگیریهای بین اعضای گروه نقش میانجی را ایفا میکند.
این رهبر «پشت نقرهای» برای حرکت گروه تصمیم میگیرد و مسوولیت رفاه و امنیت گروه با اوست. (آن گوریل معروفی که در فیلمها معمولاً غرش میکند و مشت به سینه میکوبد و حمله میکند همین پشت نقرهای است و نرهای جوانتر «پشت سیاه» با برعهده گرفتن حفاظت و امنیت از او پشتیبانی میکنند.)
گوریلها بسیار باهوش هستند و حتی عدهی کمی از گوریلها در اسارت انسان نوعی زبان مستقل از زیرمجموعه زبانهای اشاره را فرا گرفتند.
علاوه بر این، در حال حاضر توانایی استفاده از ابزار را هم پیدا کردهاند.
یک گوریل ماده مشاهده شده که از یک چوب برای سنجش عمق یک باتلاق استفاده میکرده و مادهی دیگری دیده شده که در زمان ماهیگیری از یک تکه چوب بهعنوان تکیهگاه استفاده کرده است.
زیرخانوادهی انسانساییان: پس از این دو جدایی، آنچه از خانوادهی «انسانسایان» باقی ماند، زیرخانوادهی «انسانساییان» (Homininae) بود، ولی بالاخره حدود ۷-۶ میلیون سال پیش در آفریقا شامپانزهها هم آهنگ جدایی از انسانها را سر دادند که نظر به اهمیت جدایی مسیر تکاملی انسان و شامپانزه، به این جداسری «انشعاب بزرگ» میگویند.
ادامه دارد..
رفرنس
#پرسشهاییپیرامونفرگشت
#فرگشت
👉 @Teltagram 👈
Post #2029
828