پرسشهایی پیرامون فرگشت
بخش هفدهم
مسیر پر پیچوخم فرگشت انسان ، افسانه یا حقیقت ؟
داروین در کتاب «منشا انواع» در سال ۱۸۵۹ از بازکردن مبحث فرگشت (تکامل) انسانها خودداری کرد. در آن کتاب او در مورد فرگشت نوع بشر تنها به این جمله بسنده کرد: «بر منشا انسان و تاریخ او روشنایی بسیار انداخته خواهد شد.»
سرانجام داروین در رسالهی مشهور خود در سال ۱۸۷۱ به نام «نسب انسان»، بهطور مستقیم و بیپرده به مبحث جنجالبرانگیز فرگشت انسان پرداخت.
در این کتاب او این پیشبینی را مطرح کرد که روزی اجداد انسان در آفریقا پیدا خواهند شد.
در آن زمان هیچ فسیل شناختهشدهای از اجداد انسان در دست داروین نبود و او تنها میتوانست پیشبینی کند که روزی زمینشناسان آینده فسیلهایی خواهند یافت که کَپیهای ( کپی (kapy) برابر فارسی Ape است؛ میمونهای بیدم شامل انسان، شامپانزه، گوریل، اورانگوتان و گیبون را گویند ) امروزی و انسانهای امروزی را به واسطهی نیاکان مشترکی در گذشته به هم پیوند میدهند.
امروزه میدانیم که این پیشبینی به طرز جالب توجهی دقیق بوده است.
با توجه به دانستههای موجود در آن زمان دربارهی کپیهای زنده در آفریقا و انسانها، داروین از طریق مثلثسازی دادههای در دست، به این نتیجه رسید که نخستین اجداد انسانسا (Hominid) بایستی نتیجهی بازخوردی میان خصیصههایی چون روی دوپا راه رفتن، آزاد شدن دستها در اثر روی دوپا ایستادن، کوچک شدن اندازهی دندانهای نیش و صورت، بزرگ شدن مغز و استفادهی بیشتر از ابزار بوده باشند.
به بیان دیگر او مسیر ساده و یکنواختی برای فرگشت انسان متصور شد، ولی در طول ۱۳۸ سال پس از آن مدارک نشان دادند که این مدل بسیار سادهانگارانه است و شواهد فسیلی مسیر بس پیچاپیچتری برای فرگشت انسان رقم زده است.
در این دوراه، ابزار سنگیای از ماقبل تاریخ در سراسر اروپا پیدا شدند که متعلق به مدتها پیش از آن بودند که داروین و طبیعیدان بریتانیایی معاصر او، «آلفرد راسل والاس»، فرآیند فرگشت توسط مکانیسم انتخاب طبیعی را توضیح دهند.
در کنار این ابزار، فسیلهایی شبهانسان بودند که به خاطر محل کشف آنها در درهی نئاندر در آلمان، «انسان نئاندرتال» نامیده شدند.
انسانهای نئاندرتال یکی از نخستین چالشهای پیش روی دیدگاه داروین در مورد فرگشت انسان بودند.
این فسیلها توسط برخی ناشی از بیماری دانسته شدند.
برخی دیگر آنها را شاخهی فرگشت جانبی انسان دانستند، و حتی برخی آنها را اجداد مستقیم انسان تشخیص دادند.
منازعه بر سر نئاندرتالها نزدیک به ۱۵۰ سال به درازا کشید و تنها در همین اواخر بود که با کمک ترکیبی از شواهد فسیلی آفریقا با تخمین عمر دقیق و مقایسهی دیانای نئاندرتالهای کهن با دیانای انسانهای امروزی یک بار برای همیشه معما حل شد.
امروزه شواهد نشان میدهند که آنها شاخهای جانبی در حواشی مدیترانه بودند که حدود ۳۰ هزار سال پیش منقرض شدند.
آنها اجداد مستقیم انسانهای امروزی نبودند، بلکه عموزادگان نزدیک فرگشتی انسان خردمند بودند.
نئاندرتالها نشان دادند که مسیر منجر شده به انسان امروزی آنچنان که داروین پیشبینی میکرد ساده و یکراست نبوده است.
نئاندرتالها جدیدتر از آنی بودند که شامل پیشبینیهای داروین در مورد شکل و ظاهر اجداد بسیار قدیمیتر انسان یا محل زیست آنها شوند. بههرحال، کشف فسیلهای به خوبی مدرج شده و تخمین عمر زده شده در توالی دقیق زمینشناختی، فرضیهی اولیهی داروین در مورد زادگاه آفریقایی انسان را به اثبات رسانده است.
ادامه دارد...
رفرنس
#پرسشهاییپیرامونفرگشت
#فرگشت
👉 @Teltagram 👈
Post #1947
1.11K