پرسشهایی پیرامون فرگشت
بخش پانزدهم
آیا میشود فرگشت را انکار کرد ؟
برخی در سدهی نوزدهم، بهدنبال ادعای فیزیکدان انگلیسی؛ «لرد کلوین» مبنی براینکه عمر زمین تنها ۳۰ هزار سال است، بر این شدند که نظریهی فرگشت اساساً نادرست است.
برآورد کلوین، بارها کمتر از برآورد ۳۰۰ میلیونسالهی داروین بود که بر اساس ِ زمان کافی برای وقوع فرسایش؛ در منطقهی سنگلاخیای موسوم به Weald در انگلستان صورت پذیرفته بود.
هرچند هر دو در برآوردشان اشتباه کردند؛ اما چندین مدرک از قبیل ایزوتوپهای عنصر سرب، امروزه نشان از این دادهاند که زمین،
از برآورد داروین هم حتی بارها پیرتر است: در حدود چهار میلیارد سال!
داروین همچنین مدعی بود که تمامی ِ موجوداتِ زنده، از جد مشترکی پدید آمدهاند.
این گفته که اساساً برپایهی بررسیهای کالبدشناختی ِ داروین استوار بود؛ امروزه توسط ترتیبگذاریِ ژنتیکی به اثبات رسیده است.
تمامی ِ حیاتِ موجود بر روی زمین، اساساً از آبشخور مشترکی سیراب میشوند:
جانداران، دادههای حیاتی را با رمزهای مشابهی ذخیره و تفسیر میکنند و تنها اختلافات انگشتشماری را در ارگانیسمهای آغازی میتوان مشاهده کرد.
بخشهای هنگفتی از این دادهها مشابهاند و تنها مابین جاندارانی که علیالظاهر اختلافات چشمگیری میان خود دارند، تفاوت میکنند.
مثلاً برخی ژنهای کلیدیِ مربوط به رشد در مگس را میتوان با ژنهای مشابه یک موش عوض کرد و هیچ تغییر ظاهریای را هم در این دو جاندار مشاهده نکرد.
حیات، پیرو طرحی منسجم است؛ هرچند حتی جاندارانی که شبیه همدیگرند هم اختلافات درونی ِ فراوانی را به نمایش میگذارند؛
درست مثل نمایشگرهای LCD، که کارکرد کاملاً متفاوتی با نمایشگرهای پلاسما دارند.
طراحان انسانی، امروزه گسترهای متنوع از جانداران جدید را طرح زدهاند که زیربنای مولکولیشان کاملاً از جانداران موجود در طبیعت متفاوت است.
برخی مدعیاند که برای یک «طراح»، راحتتر است تا کلیهی دگرگونیهای موجود در گونههای حیات وحش را بر اساس زمینهای مشترک و یکسان پدید آورَد؛
اما آیا این ادعا را تنها نمیتوان به «طراح»ی با منابع اولیه یا پیشفرضهای محدود نسبت داد؟
یک طراح مقتدر بایستی بتواند تمامی ِ گونهها را منحصربفرد و مستقل از هم ایجاد کند.
توضیح تصویر:
یک انسانشناس، در حال کار بر روی مدلی از جمجمهی یک استرالوپیتکوس
عکس از Karen Huntt
رفرنس
#پرسشهاییپیرامونفرگشت
#فرگشت
👉 @Teltagram 👈
Post #1926
566