پرسشهایی پیرامون فرگشت بخش یازدهم
فرگشت اساساً تصادفیست؟
یکی از آثار این فرآیند دو مرحلهای (یکی تصادف و دیگری انتخاب) این است که فرگشت، در موجوداتِ گوناگون دست به تولید راه حلهای مشابهی در مواجهه با مشکلات مشابه میزند که به این پدیده «همگرایی» (Convergence) میگویند.
نمونههای عملی ِ بیشماری از این پدیده را در پهنهی طبیعت میتوان یافت. «پتروسائور»ها (گونهای دایناسور پرنده)، پرندگان و خفاشها، تماماً روشهای مشابهی را در پرواز اتخاذ کرده یا میکردهاند. «ماهی تُن» و برخی کوسهها نیز از سازوکارهای مشابهی برای گرمتر نگه داشتن ماهیچههایشان در برابر آبِ پیرامون خود استفاده میبرند.
همگرایی ِ فرگشتی را میتوان در هر سطحی از اَشکال طبیعت مشاهده کرد؛ از پروتئینها گرفته تا کلنیهای زیستی.
مثلاً نمونهی مشابهی از پادتن نامتعارفی که روزگاری گمان میرفت تنها منحصر به بدن شتر است؛ بعدترها در بدن کوسه هم یافته شد. نمونههای مشابهی در بین «موشهای کور عریان» که حیاتی اجتماعی دارند؛ و حشراتی اجتماعی نظیر مورچه و زنبور هم مشاهده شده است.
تمام اینها بدینمعناست که اگر میتوانستیم زمان را به عقب برگردانیم و فرگشتِ موجودات را دیگرباره ببینیم؛ حیات از مسیرهای کاملاً متفاوتی رو به ترقی مینهاد اما باز همان نتایج موجود و فرآوردههایی مشابه با موجوداتِ زندهی کنونی را پدید میآورد.
باز همان آبزیانِ نیزهمانند و پرندگان تیزپرواز را در پهنهی اقیانوس و گسترهی آسمان زمین میشد دید.
در واقع عدهای معتقدند که فرگشتِ هوش نیز از این مسیر اجتنابناپذیر مینمود؛ هرچند شاید آنگاه موجودات هوشمند، فیزیکِ بدنی متفاوتی نسبت به ما میداشتند.
هرچند که فرگشت با تفاسیری که در بالا رفت، اساساً فرآیندی تصادفی نیست؛ اما دیدیم که تصادف هم در پیشبرد جریانش نقش عمدهای را ایفا میکند.
دستورالعملهای بیشمار و محتملی که فرگشت در مواجههی با محدودیتهای طبیعت قادر به اتخاذ آنهاست را در پهنهی طبیعت میتوان دید.
مثلاً همان «سِهره»هایی را که داروین از جزایر گالاپاگوس جمع آورده بود، در نظر بگیرید.
آنها خود به 13 گونهی متفاوت تقسیم شده بودند که شکل منقارشان با انواع متفاوتی از غذا سازگاری یافته بود.
اینکه چرا گونهای از یک پرنده راهی را برمیگزیند و دیگری چنین نمیکند؛ اساساً به جهشهای تصادفمحوری وابسته است که مثلاً بر شکل منقار یک پرنده اثر میگذارد.
نکتهی دیگر اینکه بقا یا نابودیِ آثار برخی جهشها در جمعیتی از یک گونهی زیستی، میتواند از مسیر «انحراف ژنتیکی»، بهجای «انتخاب طبیعی» باشد
(رجوع کنید به بخش سوم، آیا انتخاب طبیعی، تنها مسیر پیش روی فرگشت است؟)
و در این مورد، باز اصل تصادف از اهمیت ویژهای برخوردار است: اگر شهابسنگ بزرگی در ۶۵میلیون سال پیش تصادفاً به زمین نخورده بود؛ شاید هنوز دایناسورها حکمرانان زمین میبودند.
از اینرو مادامیکه تصور ایجادِ تصادفی ِ اندامهای پیچیدهای نظیر چشم و بال در موجودات زنده در نظریهی فرگشت اشتباه است؛ اما باید دانست که همین تصادف در پیشرفت فرگشت، نقش عمدهای را عهدهدار است.
رفرنس
#پرسشهاییپیرامونفرگشت
#فرگشت
👉 @Teltagram 👈
Post #1897
568