پرسش هایی پیرامون فرگشت
بخش هفتم
آیا فرگشت، مروّج بقای گونههاست؟
فرگشت، خودکشی هم میکند؟
ماهیانی که ژنهایشان بهواسطهی افزایش ابعاد و رشد سریعتر اندامشان، مصنوعاً دچار دگرگونیهایی شده؛ جفتگیریشان نیز سریعتر گشته و آمار تخمریزیشان افزایش یافته.
با این حال، شانس بقای این ماهیانِ مصنوعی در محیط وحشی، کمتر از نمونههای معمولی از همان گونههاست.
طبق فرضیهی «ژنِ تروژان»؛ گونهای از ژن که چنین ویژگیهایی را بهوجود آورد، قادر است که علیرغم کاهش سازگاری فردیاش با محیط؛ سریعاً در میان یک جمعیت وحشی انتشار یابد و در نهایت آن را منقرض سازد.
در حقیقت فرگشت، گاه به ایجاد افراد و جوامعی میانجامد که تطابق کمتری با محیطشان دارند و حتی گهگاه به انقراضشان انجامیده میشود.
عبارت «بقای منطبقترین گونه» را بسیاری افراد بد فهمیدهاند.
اکثریت، اشتباهاً تصور میکنند که این بدینمعناست که فرگشت همیشه شانس بقای گونهها را بالاتر میبرد.
عموماً چندین راه در طبیعت وجود دارد که فرگشت از طریقشان قادر به تقلیل تطبیقپذیری ِ فرد یا جامعهای از یک گونهی زیستی، با محیط زیستاش است.
برای مبتدیان، انتخاب طبیعی میتواند در ردههای گوناگونی رخ دهد – مثل ژنها، فردها، دستهها – و آنچه که بقای یک ژن را ترویج میدهد، لزوماً انطباق گونه یا گونههای حامل آن ژن را با محیطشان، افزایش نمیدهد.
مثلاً اِلمانهای انگلی ِ مولکول DNA یا «ترانسپازونها» (بهمعنای عناصر جابهجاشونده)، حتی به قیمت کاهش تطبیقپذیریِ گونهی میزبانشان با محیطش، قادر به ترویج در میان یک جمعیتاند.
ترانسپازونها، یکی از دلایل بروز امراض ژنتیکیای نظیر «هوموفوبیا»ست.
بههمینشکل است که گونههای خودپسندتر، توان پیشرفتِ در میان اعضای نوعدوستتر ِ وابسته به یک گروه را بهدست میآورند – و تطبیق بیشتری با محیط خود مییابند – حتی اگر آن میزبان، رقیب و معارضشان هم باشد.
چنین گونههای متقلبی، میتوانند که پیامدهای فاجعهباری به بار آورند. در سال ۱۹۳۲، «جان هالدین» (J. B. S. Haldane)؛ زیستشناس فرگشتی ِ برجستهی انگلیسی ادعا کرد که چنین پیشرویهایی، میتواند حتی به انقراض جوامع زیستی بیانجامد؛ پدیدههایی که «انتحار فرگشتی» نیز خوانده میشود.
شبیهسازیها و برخی شواهد تجربی از این گفته حمایت میکنند.
مثلاً وقتیکه وفور مواد غذایی افت کند، تکیاختههایی موسوم به «باکتری گلولای» (Myxobacteria)، به گرد هم جمع گشته و جسم میوهمانندی را برای تولید هاگ شکل میدهند.
مطالعات آزمایشگاهی، مشخص کردهاند این گونههای متقلب که تنها قادر به تولید هاگ هستند و هیچ کمکی به ایجاد دیگر اندام ِ این جسم میوهمانند نمیکنند؛ میتوانند یک جمعیت را به سراشیب انقراضاش بکشانند.
با این حال؛ ژنهایی که قادر به چنین کار مخوفی هستند، احتمالاً استفادههای سودمندتری هم دارند.
زیستشناسان، در حال بررسی احتمال تولید DNAهای انگلی ِ مصنوعی، و تکثیرشان در جوامعی نظیر پیشههای ناقل بیماری مالاریا هستند.
نگرانیهایی از این بابت اما هنوز وجود دارد که گاه این فعلوانفعالات، بهشکلی ناگهانی رخ دهد.
ماهیانی که ژنهایشان بهواسطهی افزایش ابعاد و رشد سریعتر اندامشان، مصنوعاً دچار دگرگونیهایی شده؛ جفتگیریشان نیز سریعتر گشته و آمار تخمریزیشان افزایش یافته.
با این حال، شانس بقای این ماهیانِ مصنوعی در محیط وحشی، کمتر از نمونههای معمولی از همان گونههاست.
طبق فرضیهی «ژنِ تروژان»؛ گونهای از ژن که چنین ویژگیهایی را بهوجود آورد، قادر است که علیرغم کاهش سازگاری فردیاش با محیط؛ سریعاً در میان یک جمعیت وحشی انتشار یابد و در نهایت آن را منقرض سازد.
راه دیگری که طی آن، فرگشت قادر است که راه بقا را بر یک گونه ببندد؛ انباشت جهشهای زیانآور در ژنوم یک گونه است.
این جهشها، مادهی خام ِ بنیادینی را برای پیشرفت انتخاب طبیعی فراهم میآورند و از اینرو اگرچنانچه نرخ جهشها شدیداً اندک باشد، یک جمعیت زیستی، قادر به تطابق سریع خود با دگرگونیهای محیطی ِ پیرامونش نیست.
اگرچنانچه از سوی دیگر نرخ جهشهای ژنتیکی ِ یک جمعیت فراوان باشد، جهشهای زیانآور شانس بیشتری دارند تا آنچنان انباشت یابند که انتخاب طبیعی هم قادر به حذف کردنشان از صحنهی طبیعت نباشد. سرانجام، شمار این جهشها میتواند از «آستانهی خطای مصیبتبار»ی بگذرد و دیگرباره به انقراض جمعیت مزبور، منجر شود.
رفرنس
#پرسشهاییپیرامونفرگشت
#فرگشت
👉 @Teltagram 👈
Post #1850
649