دینخویی یعنی آن رفتاری که امور را بدون پرسش و دانش میفهمد و هرگونه خودکاوی و خودنگری را غیرممکن میکند.
ایرانیان گرفتار دینخویی هستند و دینخویی رفتاری است که امور و پديده ها را بدون پرسش و بدون دانش و بدون دانستن مي پذيرد و مي فهمد.
ظلمت هر اعتقادی، حقیقت هر اعتقاد است و حقیقت بدین معنا آن ناپرسیده و نادانستهای است که با احاطهی درونیاش بر ما فرهنگی میشود، یعنی احساس جمعی را تسخیر میکند و شالودهی اعتقاد را میریزد.
ژرفترین پرسشها آنهایی هستند که هماره از نو بر پاسخها چیره گشتهاند.
بینش دینی به مرگ قطعی خواهد مرد به محض اینکه نیروی پرسش واقعی در درون آن آزاد گردد.
در پندار دینی، اندیشه ناشی از تفکر نیست تا بتواند درست یا نادرست باشد، بلکه متاثر از شهود بر قدسی و الهام از اوست.
تفکر و دانش ناظر بر آدمی و جهان است، اما تصوف رویگردانی دینی اسلام از تفکر و دانش است و عرفای ما به اعراض از فلسفه و دانش همیشه مباهات کردهاند.
مشکل تاریخی همیشه راه حل تاریخی میخواهد و راه حل تاریخی فقط با آگاه شدن نسبت به مناسبات و علل و انگیزهی رویدادها به دست میآید.
زایش و پرورش نو یعنی خود را آگاهانه و مدام از مادر پیرامونی که همیشه بر آن است ما را در دامن گرمش اسیر نگهدارد دور ساختن و در این دوری از او به استقلال اندیشه و رفتار رسیدن.
روزمرگی یعنی همگانگی تکراری و چیره بر فکر و ذکر آدمی، یعنی یکنواختی زیستی گاه به ظاهر متنوع که از جای خویش تکان نمیخورد.
روشنفکری یعنی درهم شکستن سلطهی دینخویی و روزمرگی.
روشنفکر موجودیست همیشه ناتمام که باید هستی خویش را در تمایزش از دیگران و ناهمسانیاش با همگان همیشه از نو بسازد و از آن دفاع کند.
یک امر فقط در آگاهی یافتن به آن و رویاروی ماندن با آن میتواند شکل مساله به خودگیرد و اندیشیدن ما را برانگیزد.
من اسلامی در همهی سویهای درونی و برونی خود محکوم خدا و رسول اوست. چنین «موجودی»، چون آزاد نیست، نه فقط در نهاد خود ممنوعالتفکر است، بلکه اساسا تفکر نمیشناسد.
#آرامش_دوستدار
👉 @Teltagram 👈
Post #1724
665