TGViewer
تکه گمشده تکه گمشده @tekegomshode · 320 subscribers
Post #97 267
وقتی قرار بود مراقبم باشی، چرا مجبور شدم از خودم مراقبت کنم؟
«ترومای من این بود که باید از خودم در مقابل کسانی دفاع می‌کردم که قرار بود از من مراقبت کنند.»
— گبور مته، افسانه عادی بودن
گاهی زخم اصلی یک کودک، اتفاقی نیست که برایش افتاده؛

چیزی است که نباید برایش اتفاق می‌افتاد.
کودک قرار نیست یاد بگیرد چطور از مادرش بترسد.

قرار نیست مدام حواسش به حال پدرش باشد.

قرار نیست مراقب خشم بزرگ‌ترها باشد، دعواها را مدیریت کند، خودش را کوچک کند تا کسی ناراحت نشود، یا آن‌قدر «خوب» باشد که دوست‌داشتنی بماند.
کودک قرار بود یک جای امن داشته باشد.
اما وقتی همان آدم‌هایی که باید پناه باشند، تبدیل به منبع ترس، بی‌ثباتی، تحقیر یا طرد می‌شوند، کودک با یک تناقض دردناک روبه‌رو می‌شود:
«من برای زنده ماندن به تو نیاز دارم، اما از تو هم می‌ترسم.»
و اینجا مغز کودک شروع می‌کند به پیدا کردن راه‌هایی برای بقا.
یکی یاد می‌گیرد همیشه دیگران را راضی نگه دارد.

یکی بیش از حد مستقل می‌شود و به هیچ‌کس اجازه نزدیک شدن نمی‌دهد.

یکی تبدیل می‌شود به آدمی که همه مشکلات دیگران را حل می‌کند.

یکی مدام رفتار دیگران را تحلیل می‌کند تا قبل از وقوع خشم یا طرد، آن را پیش‌بینی کند.
و بعضی‌ها هم یاد می‌گیرند:
«اگر خودم را فراموش کنم، شاید دیگران مرا ترک نکنند.»
سال‌ها بعد، کودک بزرگ شده است؛

اما آن استراتژی‌های بقا ممکن است هنوز در زندگی‌اش حضور داشته باشند.
در رابطه‌ای که باید آرام باشد، مضطرب می‌شود.

وقتی کسی ناراحت است، فوراً خودش را مقصر می‌داند.

نه گفتن برایش سخت است.

از تعارض فرار می‌کند.

زیادی توضیح می‌دهد.

زیادی عذرخواهی می‌کند.

و گاهی حتی وقتی کسی با او بدرفتاری می‌کند، اولین سؤالش این نیست که:
«چرا با من این‌طور رفتار کرد؟»
بلکه می‌پرسد:
«من کجای کار را اشتباه کردم؟»
چون یک زمانی برایش امن‌تر بوده که خودش را تغییر بدهد تا اینکه بپذیرد آدمی که باید از او مراقبت کند، ممکن است خودش منبع آسیب باشد.
و شاید یکی از مهم‌ترین بخش‌های درمان همین باشد:
اینکه کم‌کم بفهمیم خیلی از چیزهایی که امروز در خودمان «مشکل» می‌بینیم،

روزی راه‌حل‌های هوشمندانه‌ای برای زنده ماندن و دوام آوردن بوده‌اند.
اما چیزی که زمانی نجاتمان داده، الزاماً قرار نیست تا آخر عمر به ما خدمت کند.
گاهی لازم است به آن کودک درونمان بگوییم:
«دیگر لازم نیست برای اینکه در امان بمانی، خودت را گم کنی.»
و شاید شروع بهبود دقیقاً از همین‌جا باشد؛

از جایی که دیگر برای دوست‌داشتنی ماندن،

خودمان را قربانی امنیت دیگران نمی‌کنیم.

مریم سادات صادقی مالواجردی
روانشناس بالینی و طرحواره درمانگر

پست هرگز جای درمان رو نمی‌گیره. 🌱
https://t.me/maryamsadeghipsy
  • 👌 4
  • 🥰 3
  • ❤ 2
  • 👍 2
More from @tekegomshode
  1. Oct 5, 2026تکه گمشده pinned an audio file
  2. Oct 5, 2026«یکی از علائم بلوغ روانی اینه که دیگه وارد بحث نمی‌شی... فقط بحث رو توی ذهنت تا سه روز ادا…
  3. Oct 5, 2026من وقتی حرف نمیزنم ولی چهره ام زیر نویس داره: #پیازجعفری @tekegomshode
  4. Oct 5, 2026سطح طنز سال ۹۲ حالا قدر ندون... #پیازجعفری @tekegomshode
  5. Oct 5, 2026«وقتی می‌فهمی داری بیش‌ازحد فکر می‌کنی، تصمیم می‌گیری دیگه فکر نکنی… بعد شروع می‌کنی به فک…
  6. Oct 5, 2026گفتن باید مرز داشته باشی. منم مرز گذاشتم. الان خودمم اجازه ورود به زندگیمو ندارم. #تکه-جو…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →