گاهی درد امروز رابطهها... از جایی شروع شده که هیچکس مقصرش نبوده.
یک آغوش، یک بوسه، یا یک دستی که موقع ترس کنارمون بوده، میتونه مغز رو طوری تربیت کنه که احساس امنیت کنه.
وقتی این تجربه سالها نباشه، ممکنه در بزرگسالی با چالشهای صمیمیت و اعتماد روبهرو بشیم، اما... قبل از اینکه از پدر یا مادرت خشمگین بشی، یه لحظه فکر کن.
شاید اونا هم هیچوقت آغوش امنی رو تجربه نکرده بودن. خیلی از والدین ناخواسته همون چیزی رو منتقل کردن که خودشون گرفته بودن. و اینجاست که خبر خوب شروع میشه. تو مجبور نیستی همون داستان رو ادامه بدی. اگه فرزند داری، هر روز در آغوشش بگیر ,نه فقط وقتی موفق شده، حتی وقتی ناراحته یا شکست خورده. اگه همسری داری، محبت رو فقط تو دلت نگه ندار، گاهی یک آغوش صمیمی بیشتر از ساعتها حرف زدن آرامش میاره. و اگه پدر یا مادرت هنوز کنارتن و رابطهتون ظرفیت داره، شاید یک آغوش از طرف تو شروع تجربهای باشه که هیچوقت در خونوادهتون وجود نداشته. قرار نیست گذشته رو پاک کنیم. قرار آینده رو متفاوت بسازیم. گاهی درمان از همون جایی شروع میشه که یک نفر تصمیم میگیره چرخه نسلها رو متوقف کنه و شکل تازهای از محبت رو یاد بگیره و منتقل کنه.
🤍🔐🌱و باز هم یادآوری میکنم که این پست فقط برای آگاهیه و جایگزین تشخیص یا رواندرمانی نیست.
Post #58
221
- ❤ 2
- 🥰 1
- 💔 1