🔹️بدون لکنت،مرگ بر آمریکا:
۱۱:۱۰
چهار راه میان مسجد و کتابخانه مرکزی، آرامآرام از حضور پُر میشد. سیچهل نفر بودند؛ نه بسیار، اما هر یک آگاه از جای خود. بر پیشانی پوسترها نوشته بود:
«بدون لکنت، مرگ بر آمریکا»
شعاری آشنا، اما اینبار در زمانی که گفتنش خود یک موضع بود.
۱۱:۲۳
پرچمهای ایران بالا رفت. تصاویر شهدا دستبهدست میچرخید؛ نه برای نمایش، که برای یادآوری. صفها شکل گرفت؛ بیدعوت و بیفرمان. حرکت آغاز شد، طبیعی و بیتکلف.
۱۱:۲۷
دانشجویی ایستاد و گفت:
«دانشگاه بیدار است. میدانست، اما نگفته بود. امروز آمدهایم برای ابراز.»
سخنش ساده بود، اما دقیق.
ذکر «یا علی» آمد. سورهی عصر خوانده شد:
«إِنَّ الإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ…»
و پس از آن، تکبیر؛ صدایی که جمع را یکدست کرد.
راه را کسی تعیین نمیکرد؛ حرکت خود مسیر را میساخت.
شعارها شنیده میشد:
- آمریکای جهانخوار، عامل خون و کشتار
- اسرائیل کودککش و بیحیا، نسخهنویس آشوب
- ایران وطن ماست، خاکش کفن ماست
اینها فریادِ لحظه نبود؛ خلاصهی یک تجربهی تاریخی بود.
۱۱:۴۰
جمعیت به سردر پزشکی رسید. دانشجویی بر پلهها ایستاد و گفت:
«آیدا حیدری شهید ماست. از نامش استفاده میکنند، اما خون، مسیر خود را دارد. ما شهید دادهایم و ایستادهایم.»
جمعیت پاسخ داد:
«آمریکا، پهلوی، مرگ بر نیرنگ تو.»
اینجا شعار، شکلِ اعتراضِ عزادارانه داشت.
۱۱:۴۸
بر پلههای دانشکده فنی، همانجا که حافظهی دانشگاه سنگینتر است، سخن دیگری گفته شد:
«نخستین مرگ بر آمریکا در این دانشگاه گفته شد؛ توسط سه دانشجو. ما ادامهی همان صدا هستیم. در دفاع، در سازندگی، در ایستادگی.»
تکبیر پاسخ داد.
و کسی گفت:
«خدایا، گواه باش که ما جز در راه حق نمیگوییم و نمیایستیم.»
۱۱:۵۰
در عقب جمع، شعارهایی دیگر شنیده میشد؛ متفاوت و متقابل رادیکال.. جمع اصلی مکث نکرد. مسیر خود را ادامه داد؛ به سمت چهارراه فنی، با شعار:
«ما لشکر امامیم، آماده قیامیم»
«بسیجی با غیرت، حافظ دین و ملت»
ذکر «حیدر، حیدر» در فضا میپیچید؛ نه پرهیجان، بلکه پیوسته.
عصرکه رسید، جمعیت آرام آرام پراکنده شد.
هیاهو رفت اما نوا نه!
......
🔸️امروز، سوم اسفند ۱۴۰۴، نه یک تجمع، بلکه صفحهای از رسالت تاریخی دانشگاه تهران بود؛ روزی که نسل حقیقت، بیلکنت برخاست تا بگوید: ما آمدهایم برای صدق.
شعارشان فریاد نبود، اعلام وفاداری بود. آنان گفتند تا بماند.
تاریخ گاه با خون نوشته میشود، گاه با ایمان. و این بار، با ایمانِ بیلکنت دانشجویان.
ایران را از سیاستها هیچ نجاتی نیست، مگر به صداقت مردمانش.
و هرجا راستی باشد، آنجا خداست.
«و الله غالبٌ علی أمره»
خداوند غالب است بر امر خویش، هر چند مردم ندانند؛اما دانستن وظیفهی همینان بود، که برخاستند و گفتند:«ما از تبارِ صدقیم؛ از نسلِ ایستادن.»
▪️▪️▪️ ـــــــــــــــــــــــ
🇵🇸🇮🇷 مجله تصویری منادیان
اینستاگرام |
ایتا |
بله |
تلگرام |
آپارات 📱
@tehranbso