💥آزربایجان جنوبی؛ وقتی مسئلهٔ هویت به مطالبهٔ استقلال میرسد
چرا استقلال آزربایجان جنوبی در گفتمان سیاسی فعالین آزربایجانی مطرح شده است؟ پاسخ این پرسش را باید در تاریخ، ساختار متمرکز قدرت، نحوهٔ توزیع منابع اقتصادی و محدودیتهای زبانی و فرهنگی جستوجو کرد.
تاریخ و سیاست؛ مسئلهای فراتر از مرزها
عهدنامههای گلستان در سال ۱۸۱۳ و تورکمانچای در سال ۱۸۲۸، سرزمینهای آزربایجان را در دو سوی آراز قرار دادند. در سدهٔ بیستم نیز سرکوب حکومت ملی آزربایجان در سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ به یکی از رویدادهای مهم حافظهٔ تاریخی جریانهای هویتطلب تبدیل شد.
پس از شکلگیری دولت مدرن متمرکز در ایران، فارسیمحوری در آموزش و ادارهٔ کشور، محدودیت فعالیتهای سیاسی مستقل و تمرکز تصمیمگیری در تهران، به محور انتقاد فعالین آزربایجانی تبدیل شد. از نگاه این جریانها، مسئله تنها مشارکت در ساختار موجود نیست؛ بلکه حق تصمیمگیری دربارهٔ آیندهٔ سیاسی آزربایجان نیز مطرح است.
اقتصاد؛ منابع منطقه و سهم مردم
آزربایجان از ظرفیتهای معدنی، صنعتی، کشاورزی و تجاری برخوردار است؛ اما نحوهٔ بهرهبرداری از معادن، سهم مناطق از درآمدهای عمومی و میزان سرمایهگذاری در زیرساختهای محلی، همچنان موضوع انتقاد فعالین هویتطلب است. برخی از آنان این وضعیت را «تاراج منابع آزربایجان» و نتیجهٔ تمرکزگرایی اقتصادی میدانند. ادعایی که ارزیابی دقیق آن مستلزم بررسی درآمد معادن، سهم دولت و میزان بازگشت سرمایه به مناطق محل استخراج است.
در بودجهٔ سال ۱۴۰۵، اعتبار عمرانی اعلامشده برای آزربایجان شرقی حدود ۶ هزار و ۸۸۰ میلیارد تومان و برای زنجان حدود ۵ هزار و ۹۹۶ میلیارد تومان بوده است. برای همدان نیز بیش از ۶ هزار و ۵۷۹ میلیارد تومان اعتبار در جدول اعتبارات استانی گزارش شده است.
بااینحال، برای مقایسهٔ منصفانهٔ آزربایجان شرقی، آزربایجان غربی، اردبیل، زنجان، قزوین و همدان با استانهایی مانند اصفهان یا فارس، باید ارقام مصوب یکسان، شامل اعتبارات عمرانی استانی و ملی، جمعیت و شاخصهای توسعه را در نظر گرفت. ارقام موجود بهتنهایی برای اثبات اینکه یک استان مرکزی بیش از مجموع این شش استان بودجه دریافت میکند، کافی نیست.
فرهنگ؛ از روزنامهٔ ایران تا برنامهٔ فیتیله
در اردیبهشت ۱۳۸۵، انتشار کاریکاتور جنجالی روزنامهٔ ایران که در اعتراضات گستردهٔ آزربایجانیها بازتاب یافت، به یکی از نقاط عطف اعتراض به تحقیر هویت تورکی تبدیل شد. در آبان ۱۳۹۴ نیز محتوای برنامهٔ تلویزیونی فیتیله اعتراضهای دیگری را برانگیخت.
افزون بر این موارد، دشواریهای گزارششده در ثبت برخی نامهای تورکی و نبود آموزش عمومی به زبان تورکی آزربایجانی، از جمله مطالبات فرهنگی فعالین این منطقه است. آنان معتقدند که زبان مادری نباید در مدرسه و نهادهای اداری به حاشیه رانده شود و رسانههای عمومی نیز نباید کلیشههای تحقیرآمیز قومی را بازتولید کنند.
آینده؛ اصلاح ساختار یا استقلال؟
استقلال جمهوری آزربایجان در سال ۱۹۹۱، برای بخشی از جریانهای آزربایجانی نمونهای از امکان تشکیل دولت مستقل بر پایهٔ هویت ملی است. در مقابل، گروههایی نیز از فدرالیسم، خودمختاری یا تمرکززدایی حمایت میکنند. حق تعیین سرنوشت در حقوق بینالملل به رسمیت شناخته شده است، اما جدایی یک منطقه از دولت موجود، مسائل حقوقی و سیاسی پیچیدهای دارد.
در نهایت، مطالبهٔ استقلال آزربایجان جنوبی را باید در پیوند میان تاریخ، هویت، اقتصاد و قدرت بررسی کرد. طرفداران این مطالبه معتقدند که مدیریت مستقل منابع، تضمین حقوق زبانی و فرهنگی و مشارکت واقعی در تصمیمگیریها تنها زمانی تحقق مییابد که مردم بتوانند آزادانه دربارهٔ آیندهٔ سیاسی خود تصمیم بگیرند.
پرسش اساسی این است: آیا ساختار سیاسی ایران میتواند برابری ملی و منطقهای را تضمین کند، یا ناتوانی در پاسخگویی به این مطالبات، خواست استقلال را در میان جامعهٔ آزربایجان تقویت خواهد کرد؟
«آلپای قاراداغلی»
👉 @TebrizSesi
«تبریز سَسی» را به دوستانخود معرفی کنید
Post #48398
2.17K
- 👍 68
- ❤ 11
- 🤣 4
- 🔥 2
- 👎 1
- 🫡 1