💥زنان در ایران | از اسیدپاشی تا ناامنی مدارس؛ وقتی امنیت زنان به یک پرسش عمومی تبدیل میشود
در جمهوری اسلامی، پروندههای متعددی درباره خشونت علیه زنان شکل گرفته که برخی از آنها از یک پرونده قضایی فراتر رفته و به موضوعی اجتماعی تبدیل شدهاند؛ از اسیدپاشیهای اصفهان تا پروندههای خشونت جنسی، اعتراضات ۱۴۰۱ و حوادث مدارس دخترانه.
در سال ۱۳۹۳، چند زن در اصفهان هدف اسیدپاشی قرار گرفتند. این حملات موجی از نگرانی و اعتراض ایجاد کرد و به یکی از شناختهشدهترین نمونههای خشونت علیه زنان در ایران تبدیل شد.
چند سال بعد، «زهرا نویدپور»، زن جوان اهل ملیککندی، یکی از مقامهای سیاسی وقت(سلمان خدادادی نماینده مجلس ملیککندی) را به تعرض جنسی متهم کرد. او در دیماه ۱۳۹۷ درگذشت و مقامهای قضایی علت مرگ را خودکشی اعلام کردند. با این حال، درباره شرایط زندگی، شکایت و روند پرونده او پرسشهای مختلفی مطرح شد.
«فرحناز خلیلی» نیز در پروندهای دیگر درباره ادعای تعرض جنسی توسط محمد رستمی (ایثارگر و بسیجی عضو اسبق شورای شهر بندری عامری) مطرح شد. خانواده او پس از مرگش، فشارهای روحی و شرایط مرتبط با این پرونده را از عوامل مؤثر بر وضعیت او دانستند. این پرونده نیز مانند موارد مشابه، نیازمند تفکیک میان ادعاهای خانواده، گزارشهای رسانهای و موارد اثباتشده قضایی است.
در سال ۱۴۰۱، زنان و دختران در مرکز اعتراضات گسترده علیه حجاب اجباری قرار گرفتند. «حدیث نجفی»، «اسرا پناهی» و «آیلار حقی» از جمله نامهایی بودند که در جریان این اعتراضات مطرح شدند. درباره علت و نحوه مرگ برخی از آنان، روایتهای متفاوتی از سوی منابع رسمی و منتقدان حکومت منتشر شد.
اما نگرانیها به خیابان محدود نماند.
از اواخر سال ۱۴۰۱، گزارشهای متعددی درباره مسمومیت دانشآموزان، عمدتاً دختر، در مدارس ایران منتشر شد. حوادثی که نگرانی گسترده خانوادهها را به دنبال داشت و پرسشهایی درباره امنیت دانشآموزان و نحوه رسیدگی مسئولان ایجاد کرد.
این پروندهها از نظر ماهیت و شواهد یکسان نیستند و نمیتوان آنها را یک حادثه واحد دانست. اما در پسِ همه آنها یک پرسش تکرار میشود:
اگر امنیت زنان و دختران در خیابان، خانه، محل اعتراض یا مدرسه با تهدید روبهرو شود، چه نهادی مسئول حمایت از آنان و پاسخگویی است؟
«آلپای قاراداغلی»
👉 @TebrizSesi
«تبریز سَسی» را به دوستانخود معرفی کنید
Post #47977
1.71K
- 💔 30
- ❤ 4
- 👍 4
- 👎 3