#موهوم_بودن_تنجیم
#خرافه_قمر_در_عقرب
#پست_چهارم
و در روایتی است که: أظنك حكمتَ باختلاف المشتري و زحل؛ إنما أنار لك في الشفق، و لاح لك شعاع المريخ في السحر، و اتصل جرمُه بجرم القمر. «من چنین میدانم که تو به واسطه رفت و آمد مشتری حکم نمودى، و اینست و جز این نیست که زحل در شفق برای تو این اختلاف روشن ساخت، و از برای تو شعاع مریخ در وقت سحر پدیدار شد، و جرم مریخ به جرم ماه متصل شد.»
سپس امیر المؤمنین علیه السلام گفتند: البارحة سعد سبعون ألف عالَم، و ولد في كل عالَم سبعون ألفا، و الليلة يموت مثلهم و هذا منهم، و أؤمى بيده إلى سعد بن مسمعدة الحارثي و كان جاسوسا للخوارج في عسكره. فني الملعون أنه يقول: خذوه. فأخذ بنفسه فمات. فخر الدهقان ساجدا. فلما أفاق قال أمير المؤمنين: ألم أرَوِّك من عين التوفيق ؟ فقال: بلی! فقال: أنا وصاحبي لا شرقيون ولا غربيون، نحن ناشئة القطب و أعلام الفُلك. أما قولك: اقدح من برجك النيران، فكان الواجب أن تحكُم به لی لا علىَّ. أما نوره و ضياؤه عندی و أما حريقه و لهبه فذهب عنى. وهذه مسألة عميقة احسُبها إن كنت حاسبا.
دیشب هفتاد هزار عالَم به یمن و برکت رسیدند و در هر عالَمی هفتاد هزار طفل متولد شد. و امشب به همان مقدار می میرند و این مرد از آنان است. و با دست خود اشاره کرد به سعدبن مسعدة حارثی که از خوارج بود و در لشکر او به عنوان جاسوسی وارد شده بود. آن ملعون چنین پنداشت که آن حضرت می گوید: بگیرید او را. پس خود بخود جان وی گرفته شد و مرد. دهقان که این جریان را مشاهده کرد به روی زمین به سجده افتاد. چون به حال آمد، أمير المؤمنین عليه السلام به او گفت: می خواهی من تو را از سرچشمه توفیق سیراب کنم؟ گفت: آری. أمير المؤمنین علیه السلام گفتند: من و رفیقم و مصاحبم (رسول خدا) نه شرقی هستیم و نه غربی، ما از قطب به وجود آمده ایم و نشو و نما یافته ایم، و ما نشانه ها و علائم حرکت افلاک و مدار ستارگان می باشیم؛ آنها به وجود ما حرکت دارند.
اما اینکه تو گفتی: از برج تو آتش تراوش دارد. در این صورت باید بر له من حکم کنی نه بر عليه من! زیرا نور و تابشش برای من است و در نزد من، و آتش و لهیبش از من رفته است. و این مسأله مسأله عمیقی است، حساب آن را بکن اگر حسابگر هستی!»
فقال الدهقان: أشهد أن لا إله إلا الله و أن محمدا رسول الله و ان علی ولی الله «دهقان گفت: گواهی میدهم که هیچ معبودی جز الله نیست، و اینکه محمد رسول خداست، و اینکه تو على ولى خدائی.» (امام شناسی، ج۱۲، ص ۲۸۱ تا ۲۸۹)
مرحوم والد در ذیل این حدیث از مرحوم علامه مجلسی در شرح حدیث نقل میفرمایند: غرض آنستکه اگر فرضا این علم حق باشد، حکم بر طبق آن منوط است به جميع اوضاع کواکب و احوال آنها و خواص آنها در هر آن و در هر زمان، و منجمین از کواکب مقدار کمی را رصد کرده اند و مناط احکام آنها اوضاع سیارات است فقط، با عدم احاطه آنها به احوال سيارات. و پس از این، حضرت، دهقان منجم را متوجه کردند که او احاطه به این علم را ندارد و یا آنکه به مقدار کافی علم به حوادث را ندارد، چون نسبت به بسیاری از امور حادثه جاهل بوده است.»
نظر شریف مرحوم والد قدس سره نسبت به دیگر انواع علوم غریبه نیز چنین بود و میفرمودند: این علوم ذاتا باطل نیست، ولی بنا گذاشتن زندگی بر آن و اعتماد به آن ضلالت و انحراف است و شرع مقدس انسانها را از این مسیر تربیت نفرموده است؛ چون راهی است بسیار دشوار و بسیار پر مخاطره و پراشتباه، علاوه بر آنکه روحیه تفویض و توگل را نیز در مؤمن ضعیف می نماید.
شریعت غراء، بجای این علوم، مؤمن را دعوت به توكل نموده است. و طریق توكل طریقی است که انسان را قطعا به مقصود می رساند و از هر آفتی مبراست؛ و من يتوكل على الله فهو حسبه إن الله له أمره. (آیه ۳، از سوره 65: الطلاق)
روی همین جهت، مرحوم علامه والد در تربیت سلوکی و عرفانی شاگردان خود و کیفیت و کمیت و زمان اذکار نیز کمتر به علم اعداد و حروف و نجوم و محاسبه ابجد أذکار و اسامی أشخاص و تناسبش با کواکب و ساعات آن اعتناء میکردند و نفوس را به توگل و تفویض و ربط قلبی با پروردگار سوق میدادند.
علاوه بر این جهات، میفرمودند: شریعت اسلام دین فطرت است و احکام آن بر اصول فطری مبتنی است و لذا نمی تواند احکام آن بر اساس نجوم احکامی باشد.
https://t.me/teb_manavi_ruhani
Post #1146
2.93K
طب معنوی و روحانی « حافظ » #موهوم_بودن_تنجیم #خرافه_قمر_در_عقرب #پست_سوم أمير المؤمنین علیه السلام گفتند: أيها الدهقان المنبئ بالآثار المخوف (المحذر - خ ل) من الأقدار، ما كان البارحةَ صاحبُ الميزان؟ و في أى برج كان صاحب السرطان؟ و كم الطالع من الأسد؟ (المطالع - خ ل) و الساعات في الحركات…