اینجایی که الان هستم محل پدری و همسریمه
و یکی از تلخ ترین چیزایی که اینجا دلتو میسوزونه
اینه که..
کوچیک تر که بودم اینجا همه بودن؛
الان دیگه هیچکدومشون نیستن(:
قبلا پدربزرگ بود
مادربزرگ بود
پدر شوهر بود(البته اونموقع پدر شوهر نبودا)
شوهر عمه بود
عمو بود
یسری همسایه هایی که همرو عمو خاله صدا میکردیم
و یجورایی بزرگ شدیم باهاشون
همشون بودن
بیشترشون دیگه نیستن
و همینطوری دارن میرن(:
و این خیلی تلخه
و من هر هفته که اینجا میام
از اول محل دلم میسوزه تا داخل محل که بشم
بغض خفم میکنه تا مدت ها..
روح همگی شاد ولی کاش خدا کسایی که ما بیشتر دوسشون داشتیمو ازمون زودتر نمیگرفت(:💔
کاش این پیامو پاک نکنی فاطمه یا اگه خواستی پاک کنی قبلش بهم بگی(:
Post #11604
170
- 💔 13
- ❤ 2