00:00
چهقدر شبیه هم شدهایم؛ نه حرف میزنیم، نه میخندیم، نه به همدیگر نگاه میکنیم. اگر هم نگاه میکنیم برقی در میانۀ چشمهایمان ظاهر نمیشود و این یعنی کسی دلتنگ دیگری نیست. مهربان من، دلتنگشدن مال زمانۀ نامههاست؛ برای آنوقتها که مینوشتند و میفرستادند و تا رسیدن نامه هزار رَخت را انگار در دلشان شستوشو میدادند. نه برای حالا، نه برای ما. نزدیکیم و میان ما کهکشانها فاصلهست و تنها دلگرم بودنیم. بیعشق، بینگاه و انگار از یاد بردهایم که ترانههای عاشقانه را برای زمزمهکردن سرودهاند. از من تا تو فاصله افتاده به اندازۀ کهکشانها. بلندتر بخند که شاید این مرزهای نامرئی با صدای خندههایت بشکنند و مهمانی بیدهای مجنون از سر آغاز شود.
میخواهم یکبار دیگر به خودمان مهلت عاشقی بدهم. فرصتی تمدیدشده برای بیقراری و زمانی برای دوست داشتن. مهلتی تا اولین گریۀ آسمان. من این فاصلهها را خیابان به خیابان و شهر به شهر شعر میکنم. تو هم فقط دعا کن که تا قبل از آمدنت باران نبارد.
“The wind sings of our nostalgia
and the starry sky ignores our dreams.
Each snow flake is a tear that fails to trickle
*
Silence is full of the unspoken,
of deeds not performed,
of confessions to secret love,
and of wonders not expressed.
*
Our truth is hidden in our silence,
Yours and mine.”
― Margot Bickel
“دلتنگيهاي آدمي را
باد ترانهاي ميخواند،
روياهايش را
آسمان پرستاره ناديده ميگيرد،
و هر دانۀ برفي به اشكي نريخته ميماند.
*
سكوت
سرشار از سخنان ناگفته است
از حركات ناكرده
اعتراف به عشقهاي نهان
و شگفتيهاي بر زبان نيامده.
*
در اين سكوت
حقيقت ما نهفته است
حقيقت تو
و من.”
00:00
#شاملو
#مارگوت_بیکل
کانال علمیتخصصی مطالعات زبان و ترجمه👇
@TranslationStudiesSHojaaNaynava