#Adaptation
اصطلاحی که وینی و داربلنه (1958، 1958/1995) برای یکی از هفت رویه ترجمهای خود به کار بردهاند. اقتباس از نظر آنها نوعی ترجمۀ ناموازی (OBLIUE) قلمداد میشود، زیرا بر وجود همانندیهای ساختاری و مفهومی زبان مبدأ و زبان مقصد متکی نیست (47:1958 ـ 46، 1958/ 31:1995).
به عقیدۀ وینی و داربلنه، استفاده از اقتباس زمانی ضروری است که موقعیتی که در متن مبدأ آمده، در فرهنگ مقصد وجود نداشته باشد یا آن که فاقد معانی ضمنی یا مناسبتی باشد که در بافت مبدأ دارد.
اقتباس در این مفهوم نوعی «تعادل موقعیتی» (1958/ 39:1995؛ نک. EQUIVALENCE 2) است، که کار آن جایگزین کردن عناصر متن مبدأ با عناصری از زبان مقصد است که نقش یکسانی ایفا میکنند و در نتیجه «معادل» هستند. مثلاً میتوان به جای کریکت، که در انگلستان ورزشی پرطرفدار است، هنگام ترجمه به زبان فرانسه سفر به دور فرانسه (تور دو فرانس) را در ترجمه آورد (53:1958، 1958/ 39:1995). وینی و داربلنه معتقدند اقتباس جون متضمن مقدار قابل توجهی عبارتپردازی مجدد است، «مرز نهایی ترجمه» (52:1958، 1958/ 39:1995) است. در ضمن میگویند که اجتناب از اقتباس چه بسا به متنی بیانجامد که کاملاً صحیح است اما رنگ و بوی ترجمه را آشکارا در خود دارد
Post #999
21
Forwarded from Bazyar