تناظر صوری Formal Correspondence
طبق مدل کتفورد، رابطهای صوری است که در شرایط زیر ایجاد میشود:
وقتی که مقولۀ مقصدی «در «اقتصاد» زبان مقصد «همان» فضایی را» اشغال کند «که یک مقولۀ مبدأ در زبان مبدأ» (27:1965). تناظر صوری، برخلاف تعادل متنی (TEXTUAL EQUIVALENCE 1)، مقولهای نظری و سازگاری است که با تطبیق صوری زبان مبدأ و زبان مقصد برقرار میشود. تناظر صوری به علت تفاوتهای اجتنابناپذیر نظامهای دو زبان اغلب تقریبی است نه مطلق، با وجود این، ایجاد آن در سطوحِ بالاترِ انتزاع زبانی آسانتر است. مثلاً فرانسه و انگلیسی زبانهایی هستند که در پنج مرتبه دستوری (یعنی جمله، بند، گروه، واژه و تکواژ) عمل میکنند. در نتیجه منطقی است اگر بگویند در این دو زبان بین این دو سلسله مراتبِ واحدها، تناظر صوری وجود دارد، هر چند که همیشه نمیتوان هر مرتبۀ زبانی را به همان مرتبه در زبان دیگر ترجمه کرد. با این حال، نباید اصطلاحات دستوری مشابه را با تناظر صوری اشتباه گرفت. از این رو، مثلاً اصطلاحِ اسم مصدر (gerund) در لاتین و روسی به طبقههای واژگانی متفاوتی دلالت دارد، اما مقولۀ نامعینها در انگلیسی و مقولۀ جایگاه پایانی جمله در روسی با یکدیگر متناظر هستند. ایویر (1969، 1981)، که این مفهوم را از دیدگاه زبانشناسی مقابلهای بررسی میکند، در تشریح نظر کتفورد، میگوید تناظر صوری میان عناصر زبان مبدأ و زبان مقصد را باید به صورت رابطهای یک ـ به ـ چند در نظر گرفت و وجود آن تنها با بررسی متنهایی که «از لحاظ ترجمهای معادلاند» (55:1981) ثابت میشود. در ضمن باید دانست که نایدا و تیبر (1969/1982) اصطلاح تناظر صوری را برای اشاره به آنچه در جای دیگر تعادل صوریت (FORMAL EQUIVALENCE) نامیدهاند به کار بردهاند.
Post #997
31
Forwarded from Bazyar