میان زبان (معنای مورد نظر) (زبان میانجی)
#Tertium Comparationis (Latin) or Interlingua
این اصطلاح را برخی ترجمه پژوهشان برای اشاره به زبانی نظری که بین زبان مبدأ و زبان مقصد واسطه میشود به کار بردهاند. ترجمه پژوهانی که این مفهوم را به کار میبرند، استدلال میکنند که طبق نظر اکو، «باید... یک میان زبان وجود داشته باشد که به ما امکان دهد عبارتی را از زبانِ الف به عبارتی در زبانِ ب تبدیل کنیم، به شرط آن که مطمئن شویم هر دو عبارت معادلِ عبارتی از فرازبانِ ج هستند» (346:1995). این فرازبان به صورت یک وجه مشترک معنایی مفروض است و از طریق آن معنای متن مبدأ که یک تغییر ناپذیرِ (INVARIANT) مستقل از خود متن مبدأ تلقی میگردد، از متن مبدأ به متن مقصد انتقال مییابد. کوشمیدر (1965 الف، 1965 ب) این تغییرناپذیرِ میان زبانی را Gemeinte یا معنای مورد نظر مینامد اما پوپوویچ (]1976[: 11) آن را زبان میانجی میخواند. پذیرش چنین «ارزش پایدار بینازبانی» (کُلِر 1979/ 97:1992) نشان دهندۀ اعتقاد ذاتی به ترجمهپذیریِ (TRANSLATABILITY) نامحدود (ویلس 46:1982) و اهمیت تعادلِ (EQUIVALENCE) زبانی است؛ به همین علت، بیشتر نظریههای زبانشناختی ترجمه تلویحاً بر مفهوم میان زبانی متکی هستند (نک. اسنل هورنبی 1988/16:1995-15). استفاده از مفهوم میان زبان مخصوصاً به مدلهای زایشی دو زبانۀ ترجمه که متأثر از زبانشناسی چامسکی است و در آن ترجمه فرایند رمزگشایی و رمزگذاریِ مجدد یک پیامِ تغییرناپذیر تلقی میگردد مربوط است، بنابراین، میان زبان در این چارچوب یک «نقطۀ ارشمیدسی» است که میتوان از آن روساخت هر دو زبان را پدید آورد (هونیگ 49:1976). مدل فرایند ترجمۀ نایدا و تیبر (1969/1982) نمونه بارز این دیدگاه است (برای مثال نک ANALYSIS). با این حال، چنان که هونیگ اظهار میدارد، مفهوم میان زبان «معرف مبنای واقعی فعالیتهای مترجم نیست» (50:1976).
دلائل متعددی را میتوان در توضیح آن ذکر کرد. اولین دلیل این است که نمیتوان وجود میان زبان را ثابت کرد. دلیل دوم به آنچه نظریهپردازان ادبی «سوء تعبیر غرضی» (گنتزلر 57:1993) مینامند مربوط میشود ـ یعنی این که معنای مورد نظر نویسنده و معنایی که یک اثر بیان میکند یکسان نیستند ـ با توجه به این تعدد معنایی، اعتقاد به این که میتوان معنای متن را به چند صورت زیربنایی بنیادی محدود نمود حکم یک سادهانگاریِ افراطی و غیرواقع بینانه را پیدا میکند. مسأله سوم آن است که ترجمه اساساً رویهای مبتنی ـ بر ـ گفتار است (کُلِر 1979/ 98:1992، 223)؛ به بیان دیگر، ترجمه صرفاً تبدیل جملهها و عبارتهای آرمانیِ بافت زدوده از یک زبان به زبان دیگر نیست، بلکه مستلزم رمزگذاریِ مجدد یک متن مبدأ مبهم، مقید ـ به ـ بافت و آکنده از تلویح به مناسبترین شیوه در زبان مقصد است (نک گات 1991). با این حال، با وجود چنین مشکلاتی، گاهی استفاده از نوعی میان زبان را در مقایسۀ ترجمه (نک ARCHITRANSEME) و ارزیابی ترجمه (سیگر 1994) توصیه میکنند؛ در ضمن میان زبان، رویهای معیار در بسیاری از سیستمهای ترجمۀ ماشینیِ (MACHINE TRANSLATION) چند زبانه است (که در آن بافت interlingua نامیده میشود؛ نک آرنولد و دیگران 1994 و شوبرت 1992).
Post #995
37
Forwarded from Bazyar