ترجمه درون زباني (#Intralingual)
ياکوبسن در چارچوبي نشانه شناختي، فرايند ترجمه درون زباني را «تفسير نشانههاي کلامي با استفاده از ساير نشانههاي همان زبان کلامي» تعريف ميکند (1959/ 233:1966). به بيان ديگر، ترجمه درون زباني، ترجمه به معناي دقيق کلمه نيست، بلکه اين نوع ترجمه براي عبارتبندي مجدد پيام در همان زبان اوليه آن، يا به کاربرد هم معناها (که همواره، دست کم تا حدي، تقريبي هستند) يا به بهرهگيري از اطناب متکي است. مثلاً ساده کردن يک متن فني براي خواننده غير متخصص، بازنويسي يک اثر کلاسيک براي کودکان، يا توليد نسخهاي از آثار چاوسر به زبان انگليسيِ امروزي، جملگي فرايندهايي هستند که ميتوان آنها را در زمره ترجمه درون زباني قرار داد. البته مشخص کردن اين که آيا بايد برگردانهايي را که فواصل زماني يا گويشي زيادي را در بر ميگيرند، ترجمه درون زباني تلقي کرد يا بينا زباني، بسيار دشوار است، زيرا همانگونه که پيم نيز اشاره ميکند، «مرز مشخصي» وجود ندارد «که بتوان گفت بازنويسي درون زباني محض در فلان نقطه به بازنويسي بينا زباني محض تبديل ميشود» (1992 الف: 25). با وجود اين، بسط يافتنِ تعريف ياکوبسن از ترجمه تا آنجا که «بازنويسي» درون زباني را نيز در بر گيرد، به اندازه ترجمه بينانشانهاي بحثانگيز نبوده است و در اين شعار استاينر که «ارتباط بشر چه درون زبان و چه بين زبانها، در حکم ترجمه است» (1975/ 49:1992) بازتاب مييابد. در واقع، ياکوبسن با ارائه مقولهبندي خويش، صرفاً به اين نکته اشاره ميکند که ترجمه متعلق به گروهي از پديدههاي به هم پيوسته است که ميتوان بين آنها «شباهتهاي خانوادگي» يافت. بنابراين، اين دو نوع ترجمه مسلماً بيشتر از آن که افتراق داشته باشند، اشتراک دارند؛ مثلاً، استوراک معتقد است يکي از مشکلات اصلي ترجمه ـ يعني مشکل تعيينِ هممعنايي ـ «چه در ترجمه از يک زبان طبيعي به زبان طبيعي ديگر، چه در ترجمه در درون يک زبان، در هر صورت مشکلي واحد است» (309:1991). از اين گذشته، ترجمه درون زباني درباره گونه «معيار» ترجمه ـ يعني ترجمه بينازباني ـ و در واقع، راجع به «ماهيت قراردادي اما پوياي زبان کلامي» نکات بسياري را به ما ميآموزد زيرا «بر توانايي يک نظام نشانهايِ زباني در ترسيم کردن چيزي به بيش از يک روش، تأکيد دارد» (گورلي، 159:1994). از سوي ديگر، علاوه بر ويژگيهاي مشهود، ويژگيهاي ديگري نيز هست که ترجمه درون زباني را از دو نوع ديگر ترجمه در طبقهبندي ياکوبسن متمايز ميسازد؛ نمونه آن اين واقعيت است که در ترجمه درون زباني ميزان اطلاعاتي که در حين رمزگذاري مجدد از دست ميرود، کمتر از انواع ديگر ترجمه است (گورلي، 168:1994).
Post #990
21
Forwarded from Bazyar