ترجمه #تحت_اللفظی Literal Translation#
1- مفهومی که قرنهای متمادی موضوع اکثر مناظرههای ترجمه بوده، به نحوی که در برابرِ رقیبش ـ یعنی ترجمه آزاد (FREE TRANSLATION) ـ یا سرسختانه از آن دفاع شده یا به شدت به آن حمله شده است. با این حال، این اصطلاح به شکلهای گوناگون به کار میرود، زیرا ترجمه تحتاللفظی را گاهی مشتمل بر مفهوم مرتبط با آن، یعنی ترجمه واژه به واژه (WORD-FOR-WORD TRANSLATION) نیز میدانند.
از لحاظ زبانی، ترجمه تحت اللفظی را میتوان ترجمهای دانست که «در سطحی پایینتر از آنچه لازم است تا محتوا بدون تغییر و با رعایت هنجارهای زبان مقصد انتقال یابد انجام میگیرد» (بارخوداروف 10:1969). کتفورد نیز به همین منوال، برای این نوع ترجمه براساس مفهوم واحد ترجمه (UNIT OF TRANSLATION) تعریفی ارائه میدهد؛ وی معتقد است در ترجمه تحتاللفظی کار با ترجمه واژه به واژه آغاز میشود، هر چند که بنا بر ضرورتِ تطبیق دادن متن با دستور زبان مقصد، ممکن است متن مقصد نهایی تعادلِ (EQUIVALENCE) گروه به گروه یا بند به بند نیز نشان دهد (25:1965).
از این رو، این اصطلاح، اصطلاحی نسبی است، زیرا «به همان تعداد که سطوح ساخت سلسله مراتبی وجود دارد، ترجمه میتواند به درجات مختلف تحتاللفظی یا آزاد باشد» (هاکِت 313:1954).
ترجمه تحتاللفظی به عنوان یک راهبرد ترجمهای، بیگمان کاربردهای خاص خود را دارد؛ برای مثال عموماً برای ترجمه کردن بسیاری از انواع متون فنی رویکردی کمابیش تحتاللفظی مناسب است، و در مواردی نیز، این شیوه میتواند درباره ساختارهای زبان مقصد، بینش ارزشمندی در اختیار زبانآموزان قرار دهد. در ترجمه ادبی نیز این رویکرد مدافعانی دارد. برای نمونه، ناباکوف ترجمه تحتاللفظی را چنین توصیف میکند: «برگرداندن دقیق معنای بافتی متن اصلی تا آن حد که قابلیتهای همایندی و نحوی زبان دیگر مجاز بدانند» و ادعا میکند که فقط این راهبرد را میتوان ترجمه واقعی دانست (ناباکوف 1964/1975: هشت). والتر بنیامین، در سطحی فلسفیتر، استدلال میکند که خویشاوندی زبانها در رویکرد لفظگرا به ترجمه، به وضوح آشکارتر میشود (1923/1963، 1923/1970؛ نک. PURE LANGUAGE). با این حال، در میان مترجمان ادبی معاصر، کمتر مترجمی ترجمۀ تحتاللفظی را ابزار مناسبی برای کار خود میداند. یکی از دلایل اصلی این امر را نایدا چنین بیان میکند: «با توجه به این که هیچ دو زبانی یکسان نیستند ـ چه از لحاظ معناهایی که برای نمادهای متناظر تعیین میشود، چه از نظر شیوههای آرایش این نمادها در قالب گروه یا جمله ـ واضح است که نمیتوان بین زبانها تناظر مطلق یافت. بنابراین، ترجمۀ کاملاً دقیق هم وجود ندارد» (156:1964).
از این گذشته، این نکته را نیز باید افزود که در این نوع ترجمه بازآفريني معاني ضمني متن مبدأ در متن مقصد تقريباً محال است (نک. گات 1991). ترجمه تحتاللفظي غالباً نميتواند چنين عواملي را آنطور که بايد و شايد در نظر بگيرد. گاهي نيز به دليل اين که زبان مبدأ يا متن مبدأ را به جهاتي برتر يا مقدس تلقي ميکنند، به اين ترجمه متوسل ميشوند (شِن 571:1995)؛ گذشته از اينها، ترجمه تحتاللفظي اغلب منجر به «تحريف کامل معناي متن اصلي» ميشود (چوکوفسکي 242:1966 , 6:1984). نايدا مفهوم ترجمه تحتاللفظي را تحت عنوانِ تعادل صوري (FORMAL EQUIVALENCE) مطرح کرده است (1964). اما ويني و داربلنه (1958, 1958/1995) آن را نوعي ترجمه مستقيم (DIRECT TRANSLATION 4) ميدانند و در طبقهبندي خود آن را در رديف يکي از هفت رويه ترجمهاي قرار دادهاند (48:1958 ، 1958/33:1995).
2- لِفِور (1975) در جریان تحلیلی از ترجمههای انگلیسی یکی از اشعار سروده کاتولوس، ترجمه تحتاللفظی را یکی از هفت راهبرد ممکن برای ترجمه شعر تعریف میکند. بدیهی است که در ترجمه شعر، استفاده از رویکرد تحتاللفظی بسیار مشکلآفرین است، زیرا مترجم «با ساخت مایههای از پیش برگزیده و از پیش تعیین شده کار میکند» (لِفِور، 61:1975). در نتیجه، لِفِور میگوید این شیوه محدودیتهای بسیاری دارد. با این حال، وی به این نتیجه میرسد که چون نمیتوان برای عناصر زبان مبدأ در زبان مقصد معادلهای مستقیمی یافت، رویکرد تحتاللفظی به ترجمهم شعر در عمل، دست کم در سطح هنری، نامیسر است؛ وی در این خصوص اعتقاد دارد کار مترجم تحتاللفظی «ثبت موارد متعدد عقبنشینی استراتژیک از اصلی است که وی... تظاهر به طرفداری از آن میکند» (18:1975).
Post #988
28
Forwarded from Bazyar