قواعد ترجمه حرفهای
مونا بیکر و معنی کلمات
موتا بیکر نوشتهای دارد در خصوص آنکه مترجمهای حرفهای وقتی در پیدا کردن معادل کلمات دچار مشکل میشوند، از چه قاعده ها و راه کارهایی استفاده میکنند. در این مجال، به مرور این قواعد و البته مثالهای فارسی خواهیم پرداخت.
قاعده یک
استفاده از کلمهای عامتر
در مبحث واژگانی که سلسله مراتب معنایی دارند، برخی واژهها بالاتر (superordinate) و برخی واژهها در مرتبه پایینتری (hyponym) قرار دارند.
برای مثال، واژه اسب در نمودار سلسله مراتبی در نظر بگیرید، واژه بالاتر آن حیوان و از حیوان بالاتر نیز کلمه جاندار است.
در واقع در هنگام ترجمه باید به این قاعده توجه کنیم، اگر موقعیت مناسبی دست داد، میتوان از واژه بالادستی برای ترجمه استفاده کرد.
Shampoo your hair
شامپو در انگلیسی به عنوان فعل به کار رفته. در فارسی میبینیم که چنین چیزی ممکن نیست. در واقع نمیگوییم «موهایت را شامپو کن!» ولی از فعل بالادستی آن یعنی شستن استفاده میکنیم: «موهایت را با شامپو بشور.»
قاعده دو
جایگزینی فرهنگی در معادل یابی
در این قاعده، به جای واژه مبدأ، به کل واژه دیگری استفاده میشود که در فرهنگ فارسی رایجتر است. پیشتر در آی ترنسلیت در این خصوص مقالهای داشتیم. خلاصهای از این مقاله چنین است.
در این مقاله در مورد ترجمه مثال یادگیری ورزش گلف صحبت کردیم که در زبان و فرهنگ فارسی، بنا به فراخور متن، بنده آن را تبدیل کردم به مثال یادگیری زبان خارجی.
البته بحث مناقشهبرانگیزی است: اینجا میتوانید بخوانید و شما هم نظرتان را ثبت کنید «من مترجمم، یک خائن»
For example, playing golf is a skill that has many subcomponents: choosing the correct club, driving off the tee, hitting out of a bunker, putting, et cetera
«برای مثال، در یادگیری یک زبان خارجی زیرمجموعههای مختلفی دخیل هستند: انتخاب آموزشگاه مناسب، تعیین سطح اولیه، تمرکز روی قدرت مکالمه روان، گرامر، واژگان، خواندن و درک مطلب و مسائل دیگر.»
در جمله بالا حتا اگر معنی تمامی واژههای جمله انگلیسی را استخراج و ترجمه کنیم، باز خواننده و حتا خود مترجم دقیق متوجه قضیه نمیشود. دلیل این مسئله آن است که زبان اساساً پدیدهای است فرهنگی و در دل جامعه واژهها معنی و مفهوم مییابند.
میشود معنی تک تک واژهها را کنار ردیف کرد، ولی اینکه این ردیف کلمات معنی دارند یا خیر، در فرهنگ و جامعه مشخص میشود، نه روزی کاغذ. برای همین بنده رفتم سراغ جایگزینی فرهنگی و مثال یادگیری زبان خارجی را استفاده کردم تا خواننده فارسی زبان راحت با این مثال ارتباط بگیرد.
قاعده سه
وامگیری و توضیح واژه
این مسئله در شرایطی است رخ میدهد که با مفهوم یا کلمهای فرهنگی مواجه شدهایم و نه تنها امکان ترجمه، بلکه امکان معادلیابی فرهنگی هم نیست (قاعده ۲). در این شرایط میتوان همان واژه و مفهوم را استفاده کرد، ولی در کنار آن یک توضیح مختصری در خصوص آن ارائه کرد.
چند روز پیش سند ازدواجی ترجمه کردیم و ارسال شد به سوئیس. بنابر قوانین حقوقی سوئیس، ظاهراً، عبارت marriage portion که در بافت ترجمه حقوقی معادلی رایج برای مهریه قملداد میشود، بار معنایی نداشته و برای ایشان مبهم بوده. برای همین ترجمه برگشت و گفتند بهتر است این عبارت را طوری بنویسید که آنها متوجه قضیه بشوند. بعد از کلی جستجو و تماس با وکلا مشخص شد صداق و مهر و مهریه را بیشتر قبول دارند (خودش نکته عجیبی است!) بنابراین، تصمیم بر این شد بعد از عبارت Marriage Portion عبارت توضیحی داخل پرانتر اضافه شود.
در واقع این شد مصداق وام گیری کلمه به همراه توضیحات
Marriage Portion (sudaq or mahr in Arabic, mehr or mehrieh in Persian)
قاعده چهار
ترجمه و حذف
این مورد جزء بحثبرانگیزترین موارد در ترجمه است. گاهی اوقات در واقع باید عناصری از ترجمه حذف بشوند. واضحترین آن مسئله سانسور و مسائل اخلاقی و گاهاً سیاسی است که در فرهنگ و قوانین ما جایی ندارند و نباید به آنها اشاره شود.
Post #1191
655