دگرگويي Paraphrase
يکي از سه شيوه ترجمه که درايدن (1989/1680) در قرن هفدهم تشريح کرده است. در حالي که تقليد (IMITATION 1) و لفظگرداني (METAPHRASE) معرف دو قطب افراطي ترجمه يعني ترجمه آزاد (FREE TRANSLATION) و ترجمه تحتاللفظي (LITERAL TRANSLATION) هستند، دگرگويي نقطه مياني اين دو قطب محسوب ميشود. درايدن دگرگويي را چنين تعريف ميکند: «ترجمهاي که با آزادي عمل انجام ميشود و در آن مترجم همواره نويسنده را مدنظر دارد تا هرگز محو نشود، اما آنقدر که به مفهوم مورد نظر نويسنده وفادار است از واژههاي او متابعت نميکند» (1680/ 8:1989). درايدن دگرگويي را بهترين شيوه ترجمه ميداند و با وجود اين که اولويت را به مفهوم مورد نظر نويسنده ميدهد، دقت در ترجمه معنا و واژگان متن اصلي را نيز توصيه ميکند: چنان که خود ميگويد هنگام ترجمه کردن انديشهها فقط «تغيير دادن لباس» جايز است «نه عوض کردن يا از بين بردن پارچه» (1680/ 11:1989). حال چنانچه واژگان ـ يعني «آرايههاي نمايانتر» (1680/ 11:1989) ـ را بتوان به زيبايي برگرداند، «تغيير دادن آنها صدمه زدن به نويسنده است» (1680/ 11:1989). درايدن معتقد است که با اتخاذ اين شيوه ترجمه، «روح نويسنده منتقل ميشود و از بين نميرود» (1680/ 11:1989)، از اين گذشته، وي ميگويد کار مترجم شبيه به کار نقاشي است که از مدل زنده کپي برميدارد، و از اين رو، بر لزوم شبيه بودن ترجمه به متن اصلي تأکيد ميورزد. (1680/ 11:1989). گفتني است که با وجود اين که درايدن اين اصطلاح را در مفهومي به کار مي برد که با معناي استاندارد واژه paraphrase در زبان انگليسي نوين تفاوت دارد، بسياري از ترجمه پژوهان اين اصطلاح را در همين مفهوم که متداولتر است به کار ميبرند.
Post #1001
29
Forwarded from Bazyar