اصلاً فرق بنیادگرایی و دینداری سنّتی در همین است. دینداری سنّتی پروای خودش را دارد و نوعی بودنِ خاص در رابطه با خدا و جهان است؛ دیگران هرطور که میخواهند باشند، آنها هم بنده خدایند و راه خودشان را میروند. خدا هر کسی را که بخواهد میبخشد. دیندار سنّتی جهان خودش را دارد و در آن زندگی میکند. دینداری بنیادگرایانه امّا اینطور نیست. دیندار بنیادگرا احساس خطر میکند، او هم با مزایای دیندار نبودن آشنا شده است، هم آنقدر که باید بهرهای از دینداری خودش نمیبرد و هم با تردیدهایی روبروست که پاسخی برایشان ندارد و باید انکارشان کند. او کنشِ متفاوت با باورش را تهدید و خطرِ فروپاشی تجربه میکند. در نتیجه دست به خشونت و طرد میزند، مخصوصاً اگر مویَّد به قدرت سیاسی ایدئولوژیک هم باشد و نترسد.
امروز ترکیبی از بنیادگراییِ ایدئولوژیک و سیاسی در برابر دینداری سنّتی و سکولاریسم ایستاده است. پرسش این است که چگونه باید به خشونت بنیادگرایانه پاسخ داد. آیا باید آن را جدی گرفت و به مقابله با آن پرداخت یا باید به بازیاش گرفت و بیتقابل، زمینگیرش کرد؟
@tanidegi
Post #1221
9.76K
- 👍 152
- 👏 9
- ❤ 7
- 👎 7
- 🤔 3
- 🔥 1