نقشه جمهوری اسلامی برای شکست دادن آمریکا چیست؟
قسمت چهارم
راهبرد نظامی تهران؛ گسترش میدان نبرد و خروج آمریکا از خلیج فارس
باجاوغلی و نصر پیشبینی میکنند که اگر جنگ از سر گرفته شود، واکنش جمهوری اسلامی ممکن است گستردهتر و نامتناسبتر از گذشته باشد و به مناطق دورتر از مرزهای ایران نیز کشیده شود.
به نوشته آنها، دیدگاه غالب در تهران این است که احتیاط و پیشبینیپذیر بودن رفتار نظامی، تنها آمریکا را به افزایش فشار تشویق میکند و کمکی به تحقق اهداف راهبردی ایران نخواهد کرد.
نویسندگان معتقدند که حملات مکرر ایران به پایگاهها و تاسیسات نظامی آمریکا در اردن، سوریه و کشورهای حاشیه خلیج فارس، با هدف وادار کردن واشنگتن به کاهش حضور نظامی خود در منطقه صورت گرفته است.
بنا به ارزیابی آنها، این حملات تا اندازهای نتیجه دادهاند. آسیب به برخی تجهیزات و تاسیسات آمریکا، واشنگتن را وادار کرده بخشی از عملیات و امکانات نظامی خود را به اسرائیل و اردن منتقل کند و برای پشتیبانی لجستیکی، بیش از پیش به پایگاهی در مرکز اقیانوس هند متکی شود.
نویسندگان همچنین میگویند تهدید حملات ایران سبب شده آمریکا بمبافکنهای بی-۱ خود را از پایگاهی در بریتانیا خارج کند.
در کنار این فشار نظامی، تهران میکوشد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را نیز به تعطیلی پایگاههای نظامی آمریکا در خاک خود ترغیب کند.
به نوشته مقاله، جمهوری اسلامی آشکارا اعلام کرده که صلح و امنیت خلیج فارس به خروج نیروهای آمریکایی از منطقه وابسته است و در همین چارچوب، بارها کشورهایی را که مظنون به همکاری با عملیات جنگی واشنگتن بودهاند، هدف حمله قرار داده است.
با این حال، نویسندگان اذعان میکنند که ایران احتمالا نخواهد توانست به حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس بهطور کامل پایان دهد.
اما از نظر آنها، تهران به اندازهای به این حضور آسیب زده که دولتهای عربی منطقه نسبت به اتکای خود به چتر امنیتی آمریکا دچار تردید شوند؛ تحولی که میتواند در بلندمدت به کاهش حضور نظامی واشنگتن در منطقه منجر شود.
تنگه هرمز و بازار انرژی؛ اهرم فشار تهران برای لغو تحریمها
به باور نویسندگان فارن افرز، جمهوری اسلامی تنها به دنبال عقب راندن نیروهای آمریکایی نیست، بلکه میخواهد با تحمیل هزینههای اقتصادی، واشنگتن را به توافقی تازه وادار کند.
در این محاسبه، بازار جهانی انرژی نقشی تعیینکننده دارد.
نویسندگان میگویند تهران تلاش کرده با حمله به زیرساختهای انرژی منطقه، قیمت نفت، گاز، گازوئیل، سوخت هواپیما و سایر فرآوردههای نفتی را افزایش دهد.
از جمله این حملات، به تاسیسات گازی راسلفان قطر اشاره میکنند که به نوشته آنها در واکنش به حمله اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی صورت گرفت. تاسیسات نفتی بندر فجیره در امارات متحده عربی نیز از دیگر اهداف مورد اشاره در مقاله است.
همزمان، حملات به نفتکشها و کشتیهای حامل گاز طبیعی، فشار بر مسیرهای اصلی تجارت انرژی را افزایش داده است.
نویسندگان معتقدند ایران میکوشد کنترل خود بر تنگه هرمز را تثبیت کند؛ آبراهی که تهران آن را بخشی از قلمرو حاکمیتی خود تلقی میکند.
آمریکا نیز برای مقابله با این راهبرد به عملیات گسترده دریایی روی آورده و در هفتههای اخیر توانسته به عبور برخی نفتکشها از تنگه هرمز کمک کند.
با این حال، به باور باجاوغلی و نصر، حفاظت از کشتیها و باز نگه داشتن این مسیر، به منابع عظیم دریایی نیاز دارد و واشنگتن نمیتواند چنین سطحی از عملیات را برای همیشه ادامه دهد.
در این میان، متحدان منطقهای جمهوری اسلامی نیز به افزایش فشار بر آمریکا و شرکای آن کمک کردهاند.
به نوشته مقاله، گروههای عراقی مورد حمایت ایران به خط لوله مهم انتقال نفت عربستان به تاسیسات واقع در ساحل دریای سرخ حمله کردهاند؛ اقدامی که میتواند برای ماهها عرضه نفت به بازارهای جهانی را کاهش دهد.
حوثیهای یمن نیز به حملات خود به تاسیسات نفتی عربستان ادامه دادهاند و با تصرف مناطق تازه، دامنه نفوذشان را تا نزدیکی تنگه بابالمندب گسترش دادهاند.
نویسندگان یادآور میشوند که حدود ۱۲ درصد تجارت جهانی از مسیر دریای سرخ عبور میکند و تهدید این مسیر میتواند پیامدهای اقتصادی گستردهای داشته باشد.
از نظر آنها، مجموعه این تحولات نشان میدهد که شبکه متحدان منطقهای ایران، با وجود آسیبهای سنگینی که در لبنان و سوریه متحمل شده، همچنان توانایی ایجاد اختلال در تجارت و امنیت منطقه را حفظ کرده است.
ادامه دارد ...
@taghaviniaa
Post #9329
5.07K
- ❤ 43
- 👎 5
- 🔥 2
- 👍 1