نقشه جمهوری اسلامی برای شکست دادن آمریکا چیست؟
قسمت سوم
چرا فشار اقتصادی آمریکا ممکن است به نتیجه نرسد؟
به اعتقاد نویسندگان، یکی دیگر از خطاهای محاسباتی واشنگتن این تصور است که تشدید مشکلات معیشتی سرانجام مردم ایران را علیه حکومت میشوراند یا جمهوری اسلامی را از ترس فروپاشی وادار به پذیرش مطالبات آمریکا میکند.
آنها چنین برداشتی را نوعی خیالپردازی میدانند.
به نوشته فارن افرز، جمهوری اسلامی در ۱۵ سال گذشته کوشیده اقتصادی ایجاد کند که بتواند در برابر جنگ اقتصادی آمریکا مقاومت کند. توسعه روابط تجاری با کشورهای همسایه و تلاش برای نزدیک شدن به خودکفایی در تامین مواد غذایی، بخشی از این راهبرد بوده است.
نویسندگان میگویند اگرچه اقتصاد ایران با تورم شدید و مشکلات گسترده روبهروست، اما تا زمان نگارش مقاله، شهرها و مناطق مسکونی کشور با کمبود فراگیر کالاها و خدمات ضروری مواجه نشدهاند.
حمیدرضا، مهندسی که مرتب برای کار میان اصفهان و تهران رفتوآمد میکند، در گفتوگو با نویسندگان از نحوه مدیریت امور در داخل کشور ابراز شگفتی کرده است.
او میگوید: «واقعا شگفتانگیز است که امور در داخل کشور چقدر خوب اداره شده است. همه چیز گران است، اما در هیچجای کشور کمبودی وجود نداشته و همه چیز با دقت زیادی از داخل مدیریت شده است.»
البته نویسندگان تاکید دارند که این وضعیت به معنای خوشبینی ایرانیان به آینده نیست. مردم نگراناند، از مشکلات اقتصادی رنج میبرند و خواهان بازگشت آرامش و بهبود معیشت هستند.
با این حال، باجاوغلی و نصر معتقدند که نارضایتی اقتصادی لزوما به معنای آمادگی برای شورش علیه حکومت نیست؛ بهویژه هنگامی که بخشهایی از جامعه، فشارهای خارجی را تهدیدی علیه موجودیت کشور تلقی میکنند.
اختلاف میان تندروها و میانهروها؛ توافق بر سر یک هدف
بخش دیگری از مقاله به محاسبات سیاسی و نظامی رهبران جمهوری اسلامی اختصاص دارد.
به نوشته فارن افرز، مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، با وجود آنکه همچنان در اختفا به سر میبرد، شماری از چهرههای مورد اعتماد خود را در مناصب کلیدی قرار داده است؛ افرادی که عمدتاً به جناح تندرو و سپاه پاسداران نزدیکاند.
نویسندگان از محسن رضایی، مشاور امنیت ملی، و حسین طائب، از چهرههای ارشد ساختار امنیتی و شبهنظامی حکومت، نام میبرند و مینویسند که این گروه معتقد است تنها پاسخ قاطع و تهاجمی به اقدامات آمریکا میتواند از حملات تازه جلوگیری کند.
به باور این طیف، واشنگتن در مذاکرات جدی نیست و نمیتوان به وعدههای آن اعتماد کرد؛ چراکه آمریکا دو بار در میانه مذاکرات به ایران حمله کرده و سپس از تفاهمنامهای که در ماه ژوئن با تهران امضا کرده بود، عقب نشسته است.
از دید آنها، حتی ابراز تمایل آمریکا به مذاکره نیز ممکن است نشانهای از آماده شدن برای حملات نظامی تازه باشد؛ همانگونه که به اعتقادشان در ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه ۲۰۲۶ رخ داد.
در مقابل، چهرههایی که نویسندگان آنها را نسبتا میانهرو توصیف میکنند، از جمله مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف، حسن روحانی و محمدجواد ظریف، همچنان بر ضرورت یافتن راهحلی دیپلماتیک تاکید دارند.
پزشکیان و قالیباف بهویژه درباره فشارهای اقتصادی بر مردم هشدار دادهاند. اما به اعتقاد باجاوغلی و نصر، فاصله واقعی میان این دو طیف آنقدرها هم زیاد نیست.
یک تحلیلگر آشنا با دیدگاههای این مقامها به نویسندگان گفته است: «هیچکس نمیگوید ایران باید تسلیم شود.»
به نوشته فارن افرز، حتی چهرههایی که کاهش فشار اقتصادی را در اولویت قرار میدهند، معتقدند آمریکا باید به تفاهمنامه ماه ژوئن بازگردد.
بر اساس تفسیر تهران از این تفاهمنامه، واشنگتن متعهد شده بود تمام داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کند، همه تحریمها را بردارد، دیگر به ایران حمله نکند و غرامت بپردازد. در مقابل، ایران تنها با آتشبس و ازسرگیری تجارت از مسیر تنگه هرمز موافقت میکرد؛ ضمن آنکه همچنان میتوانست از عبور کشتیها عوارض دریافت کند.
نویسندگان میگویند از اواخر تابستان، محسن رضایی و محمدباقر قالیباف بارها تأکید کردهاند که هرگونه مذاکره باید با بازگشت آمریکا به این تفاهمنامه آغاز شود.
به گفته همان تحلیلگر، مقامهای ایرانی پس از نشستهای اخیر سازمان ملل در نیویورک به این جمعبندی رسیدهاند که «ترامپ هنوز برای مذاکرات واقعی آماده نیست.»
از نگاه آنها، رئیسجمهور آمریکا تنها زمانی به توافق بازخواهد گشت که پیروزی ایران را بپذیرد؛ و برای رسیدن به چنین نقطهای، باید هزینههای جنگ برای واشنگتن افزایش یابد.
ادامه دارد ...
@taghaviniaa
Post #9328
4.99K
- ❤ 33
- 👍 8
- 👎 3