نقشه جمهوری اسلامی برای شکست دادن آمریکا چیست؟
قسمت دوم
جنگ چگونه به تقویت موقعیت جمهوری اسلامی انجامید؟
نویسندگان فارن افرز تاکید میکنند که نباید خسارتهای سنگین جنگ برای ایران را نادیده گرفت. بمبارانهای چندماهه آمریکا و اسرائیل به صنایع و زیرساختهای کشور آسیب زده، بیکاری را افزایش داده و شمار بیشتری از ایرانیان را به فقر کشانده است. تحریمها و محاصره دریایی آمریکا نیز به تورم شدید دامن زدهاند.
از نظر نظامی نیز واشنگتن و تلآویو به موفقیتهای تاکتیکی مهمی دست یافتهاند که از جمله آنها کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در حملات نظامی است.
اما به باور باجاوغلی و نصر، این موفقیتهای تاکتیکی به پیروزی راهبردی آمریکا منجر نشدهاند.
آنها مینویسند که مقامهای آمریکایی انتظار داشتند بمبارانهای سنگین و تلاش برای تخریب اقتصاد ایران، جمهوری اسلامی را به زانو درآورد. همچنین واشنگتن امیدوار بود کشته شدن علی خامنهای به خیزشی گسترده علیه حکومت منجر شود. اما به ارزیابی این دو پژوهشگر، هیچیک از این محاسبات تحقق نیافت.
در عوض، کشته شدن خامنهای ابتدا حامیان سرسخت جمهوری اسلامی را به خیابانها کشاند و سپس گروههایی از ایرانیان با گرایشهای سیاسی دیگر نیز، نه لزوما در حمایت از حکومت، بلکه در دفاع از کشور خود، به آنها پیوستند.
نویسندگان با اشاره به مراسم تشییع جنازه خامنهای در ماه ژوئیه مینویسند که میلیونها نفر در این مراسم شرکت کردند و برخی شرکتکنندگان پرچمهای سرخ، به نشانه خونخواهی، در دست داشتند.
به نوشته آنها، اندکی پس از این مراسم، ایران به کشتیهای تجاری عبوری از تنگه هرمز حمله کرد و آتشبس شکنندهای را که سه ماه پیشتر با آمریکا برقرار شده بود، از میان برد.
باجاوغلی و نصر همچنین به بازگشت شماری از ایرانیان ساکن خارج به کشور در جریان جنگ اشاره میکنند. آنها از جمله نام محسن نامجو و بیژن مرتضوی، دو خواننده ایرانی، را میآورند و این بازگشتها را در چارچوب تقویت احساسات ملی در دوران جنگ بررسی میکنند.
خشم از آمریکا جای خشم از حکومت را گرفته است؟
یکی از مهمترین بخشهای تحلیل فارن افرز به تغییر نگرش ایرانیان در پی جنگ اختصاص دارد.
نویسندگان تاکید میکنند که افزایش احساسات ملیگرایانه در ایران به معنای حمایت مردم از جمهوری اسلامی نیست. بسیاری از ایرانیان همچنان از عملکرد حاکمان خود بهشدت ناراضیاند، اما به باور آنها، خشم ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل تا حدی بر نارضایتی از حکومت سایه انداخته است.
باجاوغلی و نصر مینویسند که پیش از جنگ، بسیاری از ایرانیان به ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه آمریکا در پی نابودی ایران است، با تردید نگاه میکردند و امیدوار بودند تهران بتواند روابط خود را با واشنگتن بهبود بخشد.
اما بمباران شهرهای ایران و تهدیدهای مکرر ترامپ، از جمله اظهارات او درباره نابودی تمدن ایران و فرستادن کشور به جهنمی بیبازگشت، به گفته نویسندگان، نگرش بسیاری را تغییر داده است.
آنها برای بررسی این تغییر، از ژوئن ۲۰۲۵، همزمان با نخستین حملات آمریکا به ایران، گفتوگوهای مفصلی با افرادی از طیفهای سیاسی مختلف انجام دادهاند و این گفتوگوها را تا زمان نگارش مقاله ادامه دادهاند.
به گفته نویسندگان، بیشتر افرادی که با آنها گفتوگو کردهاند، پس از کشتار معترضان در جریان اعتراضات گسترده ژانویه، از حکومت جمهوری اسلامی عمیقا خشمگین و ناراضی بودند. با این حال، ادامه جنگ و تشدید لحن تهدیدآمیز ترامپ به تغییر قابل توجه دیدگاههایشان انجامیده است.
یکی از این افراد، مردی ۴۵ ساله به نام علی است که سابقه طولانی فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و چندین سال زندان دارد.
او به نویسندگان گفته است: «ما تا این اندازه به وعدههای آمریکا باور داشتیم. اما با این جنگ و آنچه ترامپ و دولتش گفتهاند و انجام دادهاند، روشن شد که آمریکاییها ما را با وعدههای دروغین فریب دادهاند. آنها چیزی جز تسلیم کامل ایران نمیخواهند و این برای ما پذیرفتنی نیست.»
به برداشت نویسندگان، بسیاری از ایرانیان جنگ آمریکا و اسرائیل را تلاشی برای آزادی خود نمیدانند، بلکه آن را تجاوزی میبینند که کشورشان را هدف گرفته است.
از این منظر، جنگ مرزبندیهای سیاسی پیشین را تا اندازهای کمرنگ کرده و احتمال شکلگیری یک خیزش تازه علیه جمهوری اسلامی را کاهش داده است.
باجاوغلی و نصر نتیجه میگیرند که جنگ، برخلاف انتظار واشنگتن، از لحاظ سیاسی به تقویت موقعیت جمهوری اسلامی انجامیده است.
ادامه دارد ...
@taghaviniaa
Post #9327
4.78K
- ❤ 37
- 👍 12
- 👎 3