مرد
در خیابان دور میشود
خیابان
در او باز میگردد
و شهری در این میان
مُچاله خواهد شد
آیا میتواند این خیابان را بشكافد؟
میتواند ماه را به تپهها بازگرداند؟
میتواند عضلات را در اسبها بیدار كند؟
میتواند یک دقیقه بزند كنار؟
زمان را خاموش كند
پیاده شود
و نتهای زرد رنگ باد را
در گندمزار بشنود؟
میتواند خودش باشد؟
خدایش باشد؟
این وقت عصر را بكَند
و این سالها را در آن چال كند؟
میتواند فقط چند دقیقه
مادرش را از مرگ قرض بگیرد؟
میتواند پدر را از گور بیرون بیاورد
تا سیگاری را كه روشن كرده است، باهم بكشند؟
میتواند چون آب
در خاک فرو رود
و چون شعر
از متن بیرون بیاید؟
میتواند این كلمات را تُف كند؟
و لبها را
بوسه
بوسه
بوسه
تا زبان مادریشان بازگرداند؟
میتواند دیروزهایش را ورق بزند؟
و در صفحهای سفید بنویسد:
«به آنها كه در خاک حل شدند
تا طعم سرزمينم را زنده نگه دارند»
- شاعر: گروس عبدالملکیان
- موسیقی: Toneloom
◼️ @SUTdaftarm
Post #985
1.19K
ViolinToneloom
- 💔 12