🔹 همسرم پابهماه بود و رفته بودیم برای معاینه و تعیین روز زایمان، برگشتنا از در نانروغنیپزی رد شدیم، همسرم هوس کرد، برگشتیم در صف ایستادیم و دو، سه نفر مانده به ما، نانوا اعلام کرد تنور آخر است و به ما نمیرسد. پیرزنی جلوی صف بود و دو تا گرفت، از دلم گذشت اگر یکی میگرفت شاید /۱
🔹 به ما هم میرسید و زن باردار هوس به دلش نمیماند. در این فکر بودم که پیرزن یکی از نانها را داد به همسرم و گفت: «روله برهی تو گرفتم، گفتم نکنه برات نمانه»، هر چه کردیم پولش را قبول نکرد. هر کجا هست خداش به سلامت داراد.
-وحید رنجبر-
@sut_tw
Post #149073
19K
- ❤ 2K
- 🔥 66
- 👍 11
- 🤣 6
- 👎 3
- 💔 2