🟤امام حسین علیه السلام و رجعت
وَ فِي نُسْخَةِ اَلصَّفْوَانِيِّ زِيَادَةٌ: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ اَلْأَصَمِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْبَزَّازِ عَنْ حَرِيزٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا أَقَلَّ بَقَاءَكُمْ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ أَقْرَبَ آجَالَكُمْ بَعْضَهَا مِنْ بَعْضٍ مَعَ حَاجَةِ اَلنَّاسِ إِلَيْكُمْ فَقَالَ إِنَّ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنَّا صَحِيفَةً فِيهَا مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ أَنْ يَعْمَلَ بِهِ فِي مُدَّتِهِ فَإِذَا اِنْقَضَی مَا فِيهَا مِمَّا أُمِرَ بِهِ عَرَفَ أَنَّ أَجَلَهُ قَدْ حَضَرَ فَأَتَاهُ اَلنَّبِيُّ صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَنْعَی إِلَيْهِ نَفْسَهُ وَ أَخْبَرَهُ بِمَا لَهُ عِنْدَ اَللَّهِ وَ أَنَّ اَلْحُسَيْنَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَرَأَ صَحِيفَتَهُ اَلَّتِي أُعْطِيَهَا وَ فُسِّرَ لَهُ مَا يَأْتِي بِنَعْيٍ وَ بَقِيَ فِيهَا أَشْيَاءُ لَمْ تُقْضَ فَخَرَجَ لِلْقِتَالِ وَ كَانَتْ تِلْكَ اَلْأُمُورُ اَلَّتِي بَقِيَتْ أَنَّ اَلْمَلاَئِكَةَ سَأَلَتِ اَللَّهَ فِي نُصْرَتِهِ فَأَذِنَ لَهَا وَ مَكَثَتْ تَسْتَعِدُّ لِلْقِتَالِ وَ تَتَأَهَّبُ لِذَلِكَ حَتَّی قُتِلَ فَنَزَلَتْ وَ قَدِ اِنْقَطَعَتْ مُدَّتُهُ وَ قُتِلَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَتِ اَلْمَلاَئِكَةُ يَا رَبِّ أَذِنْتَ لَنَا فِي اَلاِنْحِدَارِ وَ أَذِنْتَ لَنَا فِي نُصْرَتِهِ فَانْحَدَرْنَا وَ قَدْ قَبَضْتَهُ فَأَوْحَی اَللَّهُ إِلَيْهِمْ أَنِ اِلْزَمُوا قَبْرَهُ حَتَّی تَرَوْهُ وَ قَدْ خَرَجَ فَانْصُرُوهُ وَ اِبْكُوا عَلَيْهِ وَ عَلَی مَا فَاتَكُمْ مِنْ نُصْرَتِهِ فَإِنَّكُمْ قَدْ خُصِّصْتُمْ بِنُصْرَتِهِ وَ بِالْبُكَاءِ عَلَيْهِ فَبَكَتِ اَلْمَلاَئِكَةُ تَعَزِّياً وَ حُزْناً عَلَی مَا فَاتَهُمْ مِنْ نُصْرَتِهِ فَإِذَا خَرَجَ يَكُونُونَ أَنْصَارَهُ.
📥حريز گويد:به امام صادق(عليه السّلام )گفتم:قربانت،چه اندازه عمر شما خاندان كوتاه است و مرگ شما ائمه به هم نزديك است با اينكه مردم به شما نيازمندند؟فرمود:هر كدام از ما صحيفه و برنامۀ كار داريم كه در آن هر چه بايد عمل شود در مدت امامت ثبت است و چون مندرجات آن به آخر رسيد،فهميده شود كه عمر به آخر رسيده،و پيغمبر(در خواب)آيد و خبر مرگ او را به وی دهد و آنچه از مقام نزد خدا دارد به او گزارش دهد و چون نوبت به حسين(عليه السّلام )رسيد و صحيفۀ مخصوص خود را خواند و در آيندۀ نزديك خبر مرگ او را شرح داده بود ولی كارهائی مانده بود كه انجام نشده بود پس برای نبرد و شهادت خروج كرد و از امور انجام نشده اين بود كه ملائكه از خدا طلب ياری او را كرده بودند و به استجابت هم رسيده بود و آن ملائكه آمادۀ نبرد شده بودند و مهيّای حركت بودند كه آن حضرت كشته شد و وقتی به زمين آمدند كه مدت او به سر رسيده بود و شهيد شده بود. ملائكه عرض كردند:بار پروردگارا به ما اجازۀ فرود آمدن دادی و اجازۀ ياری كردن حسين را دادی،ما فرود آمديم و تو جان او را گرفتی،خدا به آنها وحی كرد كه:بر سر قبر او بمانيد تا او را ببينيد كه بيرون آمده و او را ياری كنيد و اكنون بر او گريه كنيد و گريه كنيد بر اينكه فرصتِ ياری او از دست شما رفت،زيرا مخصوص به ياری كردن او شدهايد و بر گريستن در مصيبت او، فرشتهها به عزاداری امام حسين گريستند و از غمِ از دست رفتن ياری آن حضرت هم میگريند و چون از قبر بر آيد(در دوران رجعت)از ياران او باشند.
📘الكافي- ط الاسلامية جلد 1 صفحه 283
🚀لینک کانال : طلوع خورشید
Post #87
390
- ❤ 9