زمستان ناتمام کوی؛ به یاد عرفان و فرهاد
خبر کوتاه بود، اما به وسعت یک نسل، سنگین و خردکننده. دیشب در کوی دانشگاه، دو ستاره روشن، دو جان شیفته، به تقویمهای خود پایان دادند. اما بگذارید صادقانه مرثیه بخوانیم؛ آنچه دیشب در راهروهای سرد خوابگاه رخ داد، نه یک انتخاب ناگهانی، که سقوط آخرین سنگرهای مقاومت در برابر هجوم بیامان یأس بود.
ناامیدی این نسل، قصه امروز و دیروز نیست. سالهاست که جوانان نخبه ما با تردید به فردا نگریستهاند؛ اما آنچه امروز شاهدش هستیم، رسیدن این یأس کهنه به نقطه جوش است. وقتی چشمان باهوش و حساس این جوانان، بهجای افقهای روشن، با تصاویر تلخ خیابان و فجایع ماههای اخیر گره خورد، وقتی دیدند که حیات و کرامت انسانی چقدر ارزان معامله میشود، آن معنای لرزانی که آنها را به زندگی وصل کرده بود، گسست.
باید صریح و بیپرده پرسید: کدام ساختار، کدام نگاه و کدام دستهای آلوده به بیتدبیری، فضا را چنان از بوی مرگ و سرکوب انباشته که نخبگان ما، ماندن در این خاک را نه یک فرصت، که یک احتضار طولانی میبینند؟ این یک قتل سیستماتیک امید است. وقتی پاسخ پرسشگری، خشونت است و سهم وجدانهای بیدار، تماشای بیپناهی و کشتار همنسلان، دیگر چه انتظاری میتوان داشت؟ این فاجعه، کیفرخواستی است علیه تمام کسانی که با سیاستهای خود، دانشگاه را از مهد تغییر به بنبست نهایی بدل کردهاند و تماشاگر ذوب شدن سرمایههایی هستند که سالها زمان میبرد تا جای خالیشان در اندیشه این مرز و بوم پر شود.
عرفان و فرهاد، نمادی از یک نسل بیپناه شدند که در اوج توانمندی، زیر آوار سنگین وقایع اخیر، راهی جز خروج از این بازی ناعادلانه نیافتند. آنها نرفتند چون درس سخت بود؛ آنها رفتند چون در دنیایی که جان انسانها در آن به شماره افتاده، دیگر دلیلی برای مداوای دردی نمیدیدند.
این سوگ عظیم را به خانوادههای داغدارشان، به جامعهی بیدار دانشجویی و به تمام کسانی که هنوز قلبشان برای ایران و فرزندانش میتپد، تسلیت میگوییم. ما نه فقط دو پزشک آینده، که دو شاهد صادق بر مظلومیت یک نسل را از دست دادیم.
روحتان شاد🖤
جمعی از رفقایتان در دانشگاه علوم پزشکی تهران
Post #1365
4.39K
Forwarded from مرکز پژوهشهای علمی و فناوری دانشجویان
- ❤ 139
- 💔 47
- 🆒 2