💢مدیرانِ ماندگار
🖊دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
ازش پرسیدم: میدونی معلم کلاس چهارم دبستانت کی بود؟
هنوز جملهام تمام نشده بود گفت: خانم کمالی و ناخودآگاه یه عالمه خاطره جذاب تعریف کرد.
🤔چه میشود که نام کسی که سال ها پیش معلم ما بوده، اینچنین در ذهنمان میماند؛ اما نام بعضی از مدیرانمان را که مدت ها کنارشان کار کردهایم و آموزش دیده ایم، بعد از مدتی محدود فراموش می کنیم؟ این در حالی است که شاید از بعضی مدیران، اتفاقاً بیشتر از معلم ها یاد گرفته باشیم.
📌 *چند دلیل برای این موضوع مهم میشود اشاره کرد:*
👈*اول؛ مأموریت معلم و مدیر در ذهن ما متفاوت تعریف میشود.*
از همان ابتدا، مأموریت معلم برای ما کمک به رشد است.
اما مدیر مأموریتهای دیگری هم دارد مثل؛ نتیجه گرفتن، کنترل هزینه، ارزیابی عملکرد، حل تعارض، پاسخگویی، تصمیمگیری و ....
بنابراین ممکن است مدیر چیزی بسیار مهمتر از یک درس به ما یاد بدهد، اما تجربه ما از او با مطالبه و فشار گره بخورد، نه با رشد. و این دو، الزاماً در حافظه ما یکسان ثبت نمیشوند.
👈*دوم؛ یادگیری از مدیر، اغلب لباس آموزش به تن ندارد.*
مدیر به ما میگوید: این مذاکره را خودت انجام بده. من یاد میگیرم مذاکره کنم.
👈میگوید: این تصمیم را بگیر و مسئولیتش را هم بپذیر. من یاد میگیرم تصمیم بگیرم.
ولی آن لحظه، ما لزوماً احساس نمیکنیم که در حال یادگیری هستیم بلکه فکر میکنیم تحت فشاریم.
👈*سوم؛ معلم بیشتر خاطره میسازد؛ مدیر بیشتر تجربه.*
معلم در حافظه ما و در قالب خاطرات میماند در حالیکه مدیر در رفتار ما ماندگار میشود. ممکن است چهره مدیری را به یاد نیاوریم، اما شیوهای که از او برای حل مسئله یاد گرفتیم، سالها بعد هنوز در رفتارمان دیده شود. شاید اثر مدیر، عمیقتر باشد؛ اما الزاماً خاطرهانگیزتر نیست.
👈*چهارم؛ رابطه معلم و دانشآموز، عمدتاً رابطه یادگیری است؛ اما رابطه مدیر و کارمند، رابطه یادگیری و قدرت، هر دو است.*
مدیر فقط توسعهدهنده نیست و گاهی حتی درباره ماندن یا رفتن آدمها تصمیم میگیرد. بنابراین حتی وقتی مدیر قصد آموزش دارد، پیام او ممکن است از فیلتر قدرت عبور کند این یعنی همان جملهای که از زبان معلم «راهنمایی» شنیده میشود، ممکن است از زبان مدیر «دستور» شنیده شود. و این تفاوت کوچکی نیست.
ما از معلم انتظار داریم چیزی به ما اضافه کند؛ اما مدیر گاهی برای رسیدن به نتیجه، چیزی از ما میگیرد.
پس عجیب نیست اگر میزان یادگیری از یک نفر، الزاماً با میزان محبت یا خاطره مثبت ما از او برابر نباشد.
ممکن است از کسی بسیار یاد گرفته باشیم و در عین حال، خاطره خیلی خوبی از او نداشته باشیم.
⚡️*جمع بندی و نتیجه گیری*
در بسیاری از کلاس ها و کارگاه ها سوالی که میپرسم و به نظرم برای همه جذاب به نظر می رسد این است که اگر قرار باشد با یکی از مدیرانتان که تجربه کار کردن با او را داشته اید تا آخر عمر کار کنید، کدام مدیر است؟ و چه ویژگی هایی دارد؟
و جالب است که اغلب آن مدیری را انتخاب می کنند که ویژگی های یک معلم حرفه ای هم داشته است. این یعنی مدیر بزرگ کسی است که بتواند نتیجه بگیرد و هم زمان انسان هم بسازد.
رسالت مدرسه و دانشگاه تکثیر است، تکثیر تجربیات و دستاوردهای موفق انسانی به نسلی جدید و حتما سازمان ها هم باید همین رسالت را داشته باشند. سازمان ها هم باید انسان تولید کنند؛ انسانهایی که در فردای سازمان، خودشان بتوانند انسانهای دیگری را رشد دهند. اینجاست که نقش مدیر تغییر میکند.
مدیر فقط نباید کار را جلو ببرد. نباید فقط مسئله را حل کند. نباید فقط هدف را محقق کند؛ بلکه باید آدمهایی بسازد که بتوانند بهتر از خودش، آدمهای بعدی را بسازند. شاید بتوان رسالت مشترک مدرسه و سازمان را در یک کلمه خلاصه کرد:
✅️تکثیر
شاید به همین دلیل است که بهترین و ماندگارترین مدیران، الزاماً کسانی نیستند که سازمان در زمان حضورشان بیشترین نتیجه را گرفته است؛ بلکه کسانی هستند که بعد از رفتنشان، سازمان هنوز دارد آدمهایی را که آنها ساختهاند، تکثیر میکند.
@strategym_academy
Post #3141
1.55K
- 👍 4