با احمدینژاد که به عربستان رفتیم، ملک عبدالله چقدر ما را تحویل گرفته بود. آنهم زمانی که مسائل اختلافی مثل سوریه و غیره داشتیم. بنده با ملک عبدالله در راهرو اجلاس صحبت میکردم و ایشان هم روی عصای خود ایستاده بود. دیدم به جای مسائل اختلافی به من گفت: شما چرا در صداوسیمای خودتان به من فحش میدهید؟ فیلمی را نشان میدهید که من با رئیسجمهور آمریکا مشروب میخورم. آیا من مشروب میخورم!؟ احمدینژاد هم گفت آقا عصبانی نشوید! به من هم فحش میدهند. یکدفعه ملک عبدالله عصای خود را بلند کرد و بالا برد. من گفتم، یاالله! الان است که عصا را روی سر یکی از ما بزند که در همان حالت گفت: این چه حرفی است که شما میزنید؟ هر رئیس مملکتی میگوید که در مملکت من آزادی است! این مزخرفات چیست که آزادی داریم و اینها. خفهشان کنید.
☑️خاطرات علیاکبر صالحی، معاون وقت رئیس جمهور
@Squad_iran | #T
Post #154633
15.4K
اسکواد ایران | Squad Iran برگشتم به عمارت [محل اقامت شاه]. یک زن بسیار بسیار خوشگلی، سگ سفیدی بغلش بود؛ سگ را میزد، سگ صدا میکرد. من تا رفتم نزدیک ببینم چرا سگ صدا میکند، سگ را وِل کرده، دستهٔ گلسرخی بسیار قشنگ به ما داد، اما چه فایده، میان آن همه جمعیت چه میشد کرد؟ رفتیم بالا…

- 🤣 536
- ❤ 29
- 🤷♂ 5
- 💔 3
- 🗿 1