Post #46186
40 سهشنبهها با ماری🔬 کار کردن با خمیر هوا خشک خیلییی سخت تر از چیزی بود که به نظر میومد
به قیافه اش نمیاد انقدر اذیت کنه.
Post #46183
38 Post #46182
37 از بغض. دارم. خفه. میشم. ✋
Post #46177
36 Post #46176
35 حالا همیشه همه جا تخم بلدرچین ریخته، الان که من دوتا بسته میخوام، قحطی شده.
Post #46175
35 میترسم و مادرم رو میخوام.
Post #46174
37 واقعا دلم نمیخواد فردا برم دانش گا
Post #46172
41 وای چقدر یک چیزایی بیخودی میرن رو مخم درحالی که میشینم فکر میکنم میگم خب وا بکیرت
Post #46171
42 حقیقتا به مرحله ای رسیدیم که مامان بزرگم خودش بیشتر از همه در عذابه و خداروشکر که حواسش سرجاش نیست وگرنه هرروز صدبار ارزو مرگ میکرد خودش. 😭
Post #46167
37 عاشق جوراب شلواری های رنگی ام.