بسم الله الرحمن الرحیم
به نام آنکه شوق پرواز می دهد،جان ها را
غرش #موشک چنان عظمتی داشت که جز الله اکبری که من با هیجان آن را میگفتم ،اصلا چیز دیگری در آن زمان بر لب جاری نمی شد.ما تقریبا در یک کیلومتری محل #پرتاب در سایت پله ستزتک روسیه ایستاده بودیم،در همین لحظات حساس، همراه پرتابگر، رویایی در سر من اوج می گرفت، ما هم روزی خودمان به تنهایی قدم به عرصه فضا خواهیم گذاشتآنچه همراه آن غرش درحال بالارفتن بود،ماهواره ای بود که بعد از کلی ماجرا به اینجا رسیده بود.
سال ۷۷ درحالی که دانشجوی ارشد #هوافضا بودم،برای انجام پروژه پایان نامه ام با یکی از اساتید دانشگاه صحبت کردم
و خب روند کار اینطور بود که در این گروه، یک ماهواره خارجی را انتخاب و روی آن تحقیق و پژوهش می کردیم تا موفق به مهندسی معکوس آن شویم،چند سالی به همین منوال گذشت تا اینکه متعال(همین گروه مذکور) در سال ۷۹ موفق به عقد قرارداد مشاوره با گروهی هندی شد تا ما با کمک آنها پروژه یا زهرا سلام الله علیها (ZS3) را شروع کنیم،اما عمر این قرار داد به علت تحریم ها خیلی زود به پایان رسید،
#امید_به_فضا #خاطرات
Post #482
555


