آرام باش چیز نیست خواست خدا بود عمر اش همینقدر بود تحمل کو باید قوی باشی.....
هههههههههههههههه آرام باشم
قوی باشم تحمل کنم عمر اش ههههههه عمر اش همینقدر بود 😅💔
چرا اینقدر باید ظالم بود چرا؟ اینقدر برای دل انسان ها رحم نمانده؟ میگن چیز نیست...
آااااااااا یادم باید بماند اگر این آدم ها اینقدر ظالم نبود شاید اون با خودش همین کار را نمیکرد شاید اینقدر زود بیخیال نمیشد
مگر میشه گذشت
مگر میشه از تمام مهربانی و محبت اش ساده گذشت
او شب میتوانستم تا جان که دارم منم مثل خودش محبت کنم برایش هزار بار صدقه و قربانش شوم اما چی فکر کردم مه؟😅😅💔
قهر شدم ازش
گفتم دیگه قهر دوستی زیاد طول نمیکشه فردا برایش شعر میخانم آشتی میکنیم ای کاش همو شب برایش میخواندم ای کاش....
سخت است عزیزم وقتی صبح بیدار شوی که بری برای بهترین دوستت مسج صبح بخیری بگذاری و ببینی نیست میری که زنگ بزنی ولی خاموش است تا اینکه عصر شود
بلی از عصر میترسم از ساعت چهار از زنگ بی خبر مبایل میترسم
از تک تک لحظات که او روز برایم گذشت برای این که تکراری شود میترسم
خبر که بگوید عزیز که از کودکی برایت دلیل نفس کشیدنت بود را از دست دادی
دلیل نفس کشیدنم............
حال چیکار کنم دلیل برای نفس کشیدن دارم؟!
دروغ است چون که مره اذیت کنه شوخی میکنه باور ندارم نمیکنم
بلی باورش سخت است 🙂💔🥀
تا اینکه به چشمای خودت ببینی.....
چرا چرا نفس من که از رنگ سفید بد میبورد حالا سفید پوش میشه چرا خواب است چرا اینقدر سرد است جسم اش چرااااااا
من هنوز خیلی کار ها بود که نکرده بودم............
حسرت شد برایم تمام چیز تمام حرف های که نزدم برایش تمام کار های که نکردم همراه اش
میگفت وقتی پانزده سال باشه که تور دارم اگر نباشم هم فکر کو استم چون آدم همیشه عزیزانش د قلبش نگه میدارد نه به آغوش خاک بسپارد....
و من فقط با این حرف ها زد میکردم و قار میشدم
خب عزیزم بیا ببین سه روز که تور ندارم
تنها نرفتی تمام وجودم را با خودت بردی
ولی یادت نره که اینجا یکی است که اگر خواب میشه هم به آروز این که تور در خواب ببیند و محکم در آغوش بگیرد تا شاید دیگر سرزنش نتوانم خودم را....
تو آدم صمیمی با کس نبودی مغرور
وقتی میگفتم مغروری و سنگ دل خوشحال میشد میگفت ای حرف ها بیشتر مره از از شما دور و دل سرد میکند چون ای رقم مه کم تر و هیچ به محبت و مهربانی شما وابسته نمیشم
اما آخرین و اولین نفر مورد علاقه ام و بهترین دوست خواهر هم بازی و دلبر مغرور ام تو استی و خواهی بود 🙂💔🥀
اینجا هم به اسرار تو بودم با هر حرف تو من به هر کلمات تو زودی تسلیم میشدم
چون گاه آدم وقتی تمام وجودش را به یکی تسلیم میکند ساده نیست
او یار همیشگی من بود و خواهی ماند
اما نمیدانم چطور با دوری از تو دلتنگی از تو مدام باور نکردن تو چطور بجنگم همممم؟؟؟
😔😔🥀🥀💔
Post #2529
88