آناتومی منازعه؛ پایان جنگ «هدف» است یا «پیامد»؟
✍ دکتر محمدمهدی مهتدی
عضو هیئت علمی دانشگاه
پایان جنگ، بهخودیخود هدف هیچ نبردی نیست، بلکه پیامد و سرریز قهری جنگ است. بدیهی است که دو خصم تا لحظه فرونشستن غبار نبرد میجنگند، اما رسالت آنها جنگیدن برای «صرف پایان دادن به جنگ» نیست. منطق بنیادین هر منازعهای، تحمیل اراده بر رقیب است و تنها با تحقق آن است که ناقوس پایان نبرد به صدا درمیآید.
این مفهوم، شاقولی است برای عیارسنجی آنچه که این روزها درباره توقف جنگ میشنویم. اگر کسی چنان از جنگ سخن میگوید که گویی با یک مسابقه فوتبال روبرو هستیم که پس از رد و بدل شدن چند ضربه و رسیدن به دقیقه نود باید با سوت داور متوقف شود، دچار یک انحراف شناختی عمیقاست. چنین نگاهی، یا برآمده از ناآگاهی به ذات جنگ است، یا صاحبان این نگاه دانسته و نادانسته نقش ستون پنجم را در لشکر خودی ایفا میکنند.
باید به یاد داشت اگرچه جنگ کالبدی کاملاً نظامی و خشن دارد، اما غایت آن اساساً غیرنظامی (سیاسی) است. بر این مبنا، انهدام زیرساختها یا ماشین جنگی رقیب، در ذات خود «هدف» نیست، بلکه صرفاً *ابزاری سلبی برای هموار کردن مسیر تحقق همان خواسته و شکستن اراده دشمن است.
اینها به معنای دفاع از ایده ویرانگر «جنگ بیپایان» نیست. جنگها دیر یا زود به نقطه پایان میرسند؛ اما آنچه در این منطق مذموم است پذیرش پایان جنگ به هر قیمتی است. یک پایان نبرد واقعی، محصول تثبیت اراده است، نه صرفاً نتیجهی خستگی از نبرد.
پ.ن. کلمه جنگ نباید ما را دچار تقلیل گرایی و تعدیل شناختی از واقعیت کند. ما جنایت دشمن را نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم.
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
❇️ مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعه
🌐 www.sokancenter.ir
🆔@sokancenter
Post #151
38