شعر حافظ همه بیتالغزل معرفت است
"آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش
قرآن را با «چهارده روایت» از بر میخواند، اما نکته شگفت اینجاست که در تمام دوران زندگیاش، بر خلاف دیگر شاعران روزگار، نه پای پیاده و نه سواره، حاضر نشد از دروازههای شیراز دور شود.
تنها باری که شاه هرمز با اصرار و پیشکشهای گرانبها او را به هند دعوت کرد، حافظ تا بندر هرمز رفت و پا در کشتی گذاشت؛ اما با وزیدن نخستین تندباد و دیدن سهمناکی دریا، قید صله و سفر را زد، پیاده شد و با لبخند گفت:
«ارزیدنِ غمِ دریا به گوهر نمیارزد!» و بیدرنگ به شیراز بازگشت.
همین دلبستگیِ عمیق و عشقِ بیزوال به خاکِ مادری بود که به شعرش اصالت بخشید؛
او ماند تا ثابت کند برای پرواز کردن، لازم نیست همیشه از خانه پرکشید، گاهی باید در «کوی دوست» ریشه دواند.
خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است✍ سروده خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
حافظ! تو خَتم کن که هنر خود عَیان شود
با مدعی نزاع و مُحاکا چه حاجت است
🌳 ۲۰ مهرماه، روز بزرگداشت خواجه راز، حافظ شیرازی بر جان و ضمیر هر آنکس که با شعر نفس میکشد، گرامی باد
✨ @Soha_Fanni
