ایجنتها دارن بزرگ میشن، از پرامپت تا لوپ تا گراف
اولش همهچیز ساده بود: یه پرامپت میدادیم، یه جواب میگرفتیم. اما کمکم کارها پیچیدهتر شدن؛ چند مرحله، چند ابزار، چند تصمیم. اینجا بود که Agent Loop وارد شد و به ایجنتها «قدرت ادامه دادن» داد.
اما یک حقیقت مهم وجود دارد: بعضی کارها ساختار خودشان را دارند.
مثلاً بررسی چند فایل مستقل، یا مرحلهای که باید جداگانه تأیید شود، یا کاری که قبل از اجرا حتما باید انسان اجازه دهد.
وقتی این کارها را داخل یک لوپ میریزید، ایجنت مجبور میشود هر بار حدس بزند «حالا چی؟» در حالی که جواب از قبل معلوم است.
اینجاست که Graph Engineering وارد میشود.
گراف یعنی: ساختار کار را بیرون از مدل تعریف کنیم. بگوییم چه مرحلههایی وجود دارند، چه چیزی ورودی هر مرحلهست، کجا باید متوقف شویم، کجا باید تأیید انسانی داشته باشیم، و کدام شاخهها باید قبل از مرحلهٔ آخر به هم برسند.
گراف ایجنت را باهوشتر نمیکند. فقط کار را از حدس زدن نجات میدهد و اجرای ایجنت را قابل اعتماد، قابل کنترل و قابل پیشبینی میکند.
وقتی کار موازی است، وقتی چند شاخه دارد، وقتی verification لازم دارد، وقتی retry محدود دارد، وقتی human approval لازم دارد، لوپ دیگر جواب نمیدهد. اینجا باید کار را به گراف ارتقا داد.
🔗 در این مقاله موارد گفته شده به خوبی توضیح داده شده است.
⁉️ برای بحث و تبادل نظر فنی در مورد این پست، نظرات خود را با ما در قسمت کامنتها به اشتراک بگذارید.
#نگار_قاسمی (لینکدین)
کانال تلگرام:
@SoftwarePhilosophy
_____
Post #2391
1.24K