صورتجلسه کرسی آزاد اندیشی علم در خدمت جامعه نقدی بر محمود سریع القلم
با حضور جمعی از دانشجویان رشتههای مختلف علوم انسانی و اجتماعی جلسه ای برگزار شد و هدف آن بررسی و نقد دیدگاههای دکتر محمود سریعالقلم درباره عدم دخالت اقشار کمدرآمد در سیاست و اقتصاد، و همچنین تحلیل جایگاه علم در نسبت با جامعه و ساختارهای قدرت بود. در آغاز نشست، شرکتکنندگان به مرور اظهارات اخیر ایشان پرداختند و بر این نکته تأکید شد که طرح چنین دیدگاههایی پرسشی بنیادی دربارۀ نسبت نخبگان با جامعه، نقش طبقات اجتماعی در حوزه سیاستگذاری و امکان مشارکت برابر شهروندان در ساخت قدرت برمیانگیزد. فضای جلسه صمیمی اما انتقادی بود و هر یک از دانشجویان تلاش کردند از منظر تخصصی خود ابعاد گوناگون موضوع را روشنتر کنند.
در ادامه گفتوگو، بحث به تحلیل ساختار سرمایهداری و کارکرد آن در بازتولید نابرابری رسید. چند تن از دانشجویان اشاره کردند که سرمایهداری، بهویژه در شکل نولیبرال امروزی، با تقلیل نقش دولت و تکیه بر منطق بازار آزاد، عملاً زمینه حذف تدریجی اقشار کمدرآمد از فرایند تصمیمسازی را فراهم میکند و بدین ترتیب، اظهاراتی از جنس محرومسازی فقرا از سیاست، نه یک اتفاق موردی بلکه بازتاب منطقی ساختار قدرت در نظام سرمایهداری است. در ادامه تأکید شد که شکاف طبقاتی نهتنها اقتصادی، بلکه معرفتی و فرهنگی نیز هست و این شکاف سبب میشود دسترسی گروههای فرودست به ابزارهای تولید معنا، رسانه و سیاست محدود شود.
بخش دیگری از جلسه به تحلیل نقش ایدئولوژی اختصاص یافت. دانشجویان به این نکته پرداختند که اظهارات رسمی یا نیمهرسمی درباره ضرورت کنار گذاشتن فقرا از سیاست، نه صرفاً یک موضعگیری فردی، بلکه بیان نوعی ایدئولوژی پنهان است که از تمرکز قدرت در دست گروههای خاص دفاع میکند. در این قسمت، بحث بر سر این بود که چگونه ایدئولوژی، در پوشش زبان علمی یا کارشناسانه، به نابرابری مشروعیت میبخشد و چگونه تحلیل علمی باید از این فرایند پرده بردارد. همچنین اشاره شد که وظیفه دانشگاه و علوم اجتماعی دقیقاً نقد چنین گفتمانهایی است تا امکان طرح بدیلهای برابرخواهانه فراهم شود.
در بخش بعدی، برای تحلیل دقیقتر ریشههای ساختاری نابرابری، مرور تاریخی کوتاهی از فئودالیسم و گذار آن به مدرنیسم ارائه شد. دانشجویان توضیح دادند که چگونه در نظام فئودالی، ساختارهای سلسلهمراتبی بر مبنای مالکیت زمین شکل میگرفت و چگونه با ظهور مدرنیته، بهظاهر ساختارهای کهن فرو ریخت اما روابط نابرابر در شکلی جدید—این بار مبتنی بر سرمایه و بازار—ادامه یافت. برخی شرکتکنندگان این پرسش را مطرح کردند که آیا امروز نیز بازتولید سلسلهمراتب اجتماعی با پوشش مدرن صورت نمیگیرد و آیا ایده کنار گذاشتن فقرا از تصمیمگیری نوعی بازگشت پنهان به منطق فئودالی نیست.
بحث دیگری که مطرح شد، نسبت پروتستانتیسم با شکلگیری مفهوم جدید شهروندی بود. برخی دانشجویان با اشاره به تحلیلهای کلاسیک جامعهشناسی توضیح دادند که چگونه اخلاق پروتستانی، بر خودانضباطی، فردیت و مسئولیتپذیری تأکید کرد و زمینه شکلگیری شهروند مدرن را فراهم آورد. از سوی دیگر، پرسش طرح شد که اگر شهروندی مدرن مبتنی بر برابری ذاتی افراد است، چگونه میتوان از حذف بخشی از همین شهروندان از میدان سیاست دفاع کرد. در این بخش، بحثهایی درباره رابطۀ میان دین، کار، اخلاق و قدرت نیز شکل گرفت.
در پایان نشست، جمعبندی کوتاهی صورت گرفت. دانشجویان بر این نکته اتفاق نظر داشتند که علم نمیتواند و نباید در خدمت بازتولید نابرابری باشد و هرگونه استنتاج سیاسی که مشارکت بخشهایی از جامعه را نفی کند، با روح علم اجتماعی ناسازگار است. همچنین تأکید شد که وظیفه دانشگاه، بالابردن توان گفتوگو و تحلیل انتقادی است، نه محدود کردن مشارکت عمومی. شرکتکنندگان پیشنهاد دادند که در نشستهای بعدی، جنبههای دیگری از نسبت میان قدرت، دانش و طبقه بررسی شود و گفتوگو با رویکردی بینرشتهای ادامه یابد.
جلسه با تأکید بر ضرورت پیگیری این مباحث و گسترش گفتوگوهای دانشجویی پیرامون عدالت اجتماعی، نقش علم در جامعه و مسئولیت نخبگان در برابر افکار عمومی به پایان رسید.
Post #227
233
انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه حکیم سبزواری 🏛انجمن های علمی دانشگاه حکیم سبزواری برگزار میکنند 📚 ⚜️کرسی آزاد اندیشی ⚜️ 🧑🎓به مناسبت گرامیداشت روز دانشجو و جایگاه دانشگاهیان در جامعه نشست علم در خدمت جامعه ✍️چندی پیش دکتر محمود سریع القلم اظهاراتی پی آنکه نباید اجازه داد فقرا در سیاست و اقتصاد دخالت…
- ❤ 6