هرکدام با داستانی متفاوت، با شخصیتی متفاوت، و با سرنوشتی که قرار است روزی از خانهی جادوگر بیرون برود.
اسلسون دشمن کسی نیست.
او به دنبال تسخیر شهر، دریاچه یا هیچ سرزمین دیگری نیست. با همه مسالمتآمیز رفتار میکند و اغلب ترجیح میدهد میان آدمها میانجیگری کند تا اینکه طرف یکی را بگیرد.
البته همه از این خونسردی خوششان نمیآید.
بعضیها او را بیخیال میدانند.
بعضیها از اینکه هیچوقت واقعاً جانب کسی جز خودش را نمیگیرد بیزارند.
اما جادوگر عقیدهی دیگری دارد:
هرگز خودت را وابسته به یک شخصیت ندان،
وقتی هنوز شخصیتهای بسیاری از تو وجود دارند که کشف نشدهاند.