پری آمد ز باغِ عشق، با دل، مهربان آمد▪︎مرگآور
ز هفت اقلیمِ دریا، موی او رنگینکمان آمد
به چشمش هفت آسمان، به گیسویش هفت دریا
نسیمی خورد بر مویش، جهان در موج و جان آمد
قدش کوچک، ولی در سینهاش دریایِ بیپایان
دلش از کوهها محکم، ولی از گل لطیف و نان آمد
اگر صد اژدها برخاست، او با خنده میخیزد
که در قلبش هزاران شیر، در چشمش امان آمد
ولی گهگاه در شبها، کنار پنجره بنشیند
گمان آرد که در عالم، برای او کسی نماند
بگو ای ماهِ کوچک من، چرا از خویش میپرسی
که آیا در شبِ تاریک، برایت هیچکس ماند؟
تو تنها نیستی، جانا، که هر جا اشک تو افتد
زمین بوسد قدمهایت، فلک گردد نگهبانَت
اگر خاموش بنشینی، هزاران دل صدایت زد
اگر پنهان شوی از خویش، خدا نزدیکتر ماند
تو را آنکس که میبیند، فراموشت نمیگردد
که هر کس یکنفس دیدت، نشان از تو در او ماند
پری جان، گرچه کوچکی، جهان در تو نفس دارد
که در یک قلبِ کوچک هم، هزاران آسمان ماند
مرو از خویش و مپندار که بیکس در جهان هستی
که حتی سایهات با توست، اگر عالم ز تو راند
تو آن نوری که در شبها، خودش راهِ خودش باشد
نه خورشید از تو کم گردد، نه ماه از تو نهان ماند
و گر روزی دلت گفتت: «منم تنها، کسی اینجا
نیست» آرام گوشَت گوید: «تو را یک عشق، جانان ماند»
پریِ کوچکِ دریا، بخواب آرام در شبها
که هفت دریا به گیسویت، هفت افلاک مهمان ماند
تو را گر باد با خود برد، نترس از راهِ بیپایان
که هر جا میروی، یک آسمان با تو روان ماند
۱۴۰۵/۷/۱۴
زادروزت مبارک تندیس شیرینم، مبارک هممون عسلچه دوردونه من. خیلی دوست دارم خواهر یکی یدونه من(: 💙🌊