🔎 یک قدم فراتر | هفت و نیم درس درباره مغز (پارت دوم)
⚡️ استرس از دیدگاه آلوستازی
-وقتی میگوییم «استرس دارم»، معمولاً منظورمان یک فشار روانی، احساس تهدید یا یک تجربهی ناخوشایند است؛
اما در چارچوب آلوستازی، برای تعریف استرس باید کمی از تجربهی ذهنی فاصله بگیریم و به اتفاقی که در مغز و بدن میافتد نگاه کنیم.
-در این دیدگاه، استرس به حالتی از مغز و بدن مربوط است که در آن، بدن خود را برای یک نیاز یا تغییر پیشبینیشده آماده میکند و این آمادگی با افزایش قابلتوجه مصرف انرژی همراه است.
-برای مثال، وقتی مغز پیشبینی میکند که بدن به انرژی بیشتری نیاز خواهد داشت، میتواند پیش از رسیدن آن لحظه تغییراتی را ایجاد کند: ضربان قلب و فشار خون افزایش پیدا میکند، تنفس تغییر میکند و آزادسازی کورتیزول و استفاده از گلوکز افزایش مییابد، این تغییرات بدن را برای تأمین انرژی مورد نیاز آماده میکنند.
🔴 نکتهی مهم این است که در این تعریف، استرس الزاماً چیز بدی نیست.
- بدن ممکن است در شرایطی که باید برای عمل، یادگیری یا مواجهه با عدمقطعیت آماده شود، چنین تغییراتی را ایجاد کند. بنابراین استرس را نمیتوان صرفاً به عنوان یک تجربهی ناخوشایند در نظر گرفت.
از طرف دیگر، این به معنی آن نیست که هر مقدار استرس برای بدن مفید است. مسئله این است که پاسخ ایجادشده تا چه اندازه با نیاز واقعی بدن هماهنگ است و منابعی که در این فرایند مصرف میشوند، تا چه حد میتوانند دوباره تأمین شوند.
- به همین دلیل، خودِ وضعیت استرس با احساس استرس یکی نیست. چیزی که ما بهصورت اضطراب، فشار یا ناراحتی تجربه میکنیم، میتواند بخشی از یک فرایند گستردهتر در مغز و بدن باشد.
پس در این چارچوب، سؤال فقط این نیست که: «چه چیزی باعث شد احساس استرس کنم؟»
میتوان این سؤال را مطرح کرد:
مغز چه نیازی را پیشبینی کرده بود که بدن را برای آن آماده کرد؟
این تغییر در نگاه به استرس، یکی از نتایج جالب رویکرد مبنی بر تقدم آلوستازی میباشد.
📌منبع مقاله مرجع
✦ انجمن علوم شناختی دانشگاه شاهد
@Singularity_Association
Post #479
149
- ❤ 5