🔸 نمونه شعر عاشقانه (از ویلیام شکسپیر)
English:
> Shall I compare thee to a summer’s day?
> Thou art more lovely and more temperate:
> Rough winds do shake the darling buds of May,
> And summer’s lease hath all too short a date:
> Sometime too hot the eye of heaven shines,
> And often is his gold complexion dimm'd;
> And every fair from fair sometime declines,
> By chance or nature’s changing course untrimm'd;
> But thy eternal summer shall not fade,
> Nor lose possession of that fair thou ow’st;
> Nor shall Death brag thou wander’st in his shade,
> When in eternal lines to time thou grow’st:
> So long as men can breathe or eyes can see,
> So long lives this, and this gives life to thee.
فارسی (ترجمه):
> آیا باید تو را به یک روز تابستانی تشبیه کنم؟
> تو زیباتر و معتدلتری:
> بادهای خشن جوانههای عزیز ماه مه را میلرزانند،
> و قرارداد تابستان بسیار زود به پایان میرسد:
> گاهی چشم آسمان (خورشید) بیش از حد داغ میتابد،
> و اغلب رنگ طلاییاش تیره میشود؛
> و هر زیبایی از زیبایی، سرانجام رو به افول میگذارد،
> چه به اتفاق و چه بر اثر گردش دگرگون طبیعت؛
> اما تابستان ابدی تو هرگز رنگ نخواهد باخت،
> و از آن زیبایی که مالک هستی محروم نخواهی شد؛
> و مرگ هرگز به خود نخواهد بالید که تو در سایه او پرسه میزنی،
> آنگاه که تو در این ابیات جاودانه، با زمان در هم آمیزی:
> تا زمانی که انسانها نفس میکشند یا چشمها میتوانند ببینند،
> تا آن زمان، این شعر زنده خواهد ماند، و این شعر به تو زندگی خواهد بخشید.
Post #8068
1.4K
- ❤ 3