مترادف و متضادinvite
to ask somebody (+ adv./prep.)
کسی را (به جایی/چیزی) دعوت کردن
1. Don't ask them to the wedding.
1. آنها را به (مراسم) عروسی دعوت نکن.
2. Mark asked me to dinner on Saturday.
2. "مارک" شنبه مرا برای شام دعوت کرد.
to ask somebody to do something
کسی را به انجام کاری دعوت کردن
She's asked him to come to the party.
او از او دعوت کردهاست که به مهمانی بیاید.
با پادکست، انگلیسی را سریع و قوی بیاموز