شعر نو را با نیما میشناسیم. حق هم همین است. او یک تنه در برابر شاعران کلاسیک زمان خود ایستاد و باور داشت که شعر نو میتواند شعر فارسی را از انسداد در صورت خیال خارج کند. نیما در نامهای به میرزادهٔ عشقی میگوید: « «محبس»، «افسانه» و قطعاتِ دیگرِ من، بیرقهای موّاج انقلابِ شعریِ فارسی هستند. به همان اندازه که امروز بر آنها استهزاء میکنند، آینده آنها را دوست خواهند داشت.» پس نیما یقین داشت که شعر نو را آینده قدر میشناسد و اکنون، ناتوان از درک آن است. این یقین و پیشبینی نیما تا حدی درست از آب درآمد. ادبیات فارسی هرچه جلوتر آمد سهم شعر نیمایی بیشتر شد. در دههٔ منتهی به انقلاب اسلامی، شعر نیمایی و سپید در محفلهای شعری، سهم بیشتری دارند تا قصیده و غزل.
با این همه اما مانعی در شعر نیما خودنمایی میکرد. عامهٔ مردم شعر نیما را نمیفهمیدند و او را اعتنا نمیکردند آنچنان که بهار را شاعر میدانستند. نیما درگذشت و میراث او باقی ماند. مهدی اخوان ثالث که شعر نیمایی را تبدیل به جهان شاعرانهای کرد. همانطور که غزل، قصیده، رباعی و مسمط جهان خود و شاعران خود را داشتند. شعر نو و نیمایی با اخوان شکل خود را پیدا کرد و بالاخره با اخوان به میان مردم راه پیدا کرد. مرحوم قیصر امینپور به درستی متذکر میشود که اخوان ثالث، شعر نیما را فارسیتر کرد. این جمله نمیگوید که شعر نیما فارسی نیست. غزلهای انوری برای اهل فن، شناخته شده و یکتاست اما سعدی بود که مضمون عاشقانه را آنچنان که میدانید در ظرف غزل نشاند و طراوت جدیدی در شعر فارسی برانگیخت. اخوان هم همینطور بود. شعر نیمایی را به عضوی حقیقی و واقعی در منظومهٔ ادبیات فارسی بدل کرد. جهان و وزن شعر نیمایی را ساخت و از خود به ارث گذاشت. زبان اخوان آنقدر قوی و مستحکم است که زبان غزل را هم تحت تاثیر قرارداد و اجازه نداد که ناامیدی دههٔ سی و چهل، بر قوت زبان فارسی اثر بگذارد
💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست...
@simafekr_com
Post #2016
1.43K
سیمافکر | Simafekr اخوان، ایرانی میسرود قیصر امینپور، درسگفتار ادبیات معاصر 💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست... @simafekr_com
- ❤ 10
- 👍 3