ظهور شاملو، حادثه نبود. او زاییدهٔ سالیان سال تلاش روشنفکران ایران برای بریدن از سنتها و زندگی در هوایی جدید بود. شاملو آمد تا سنت ملکمخان زنده بماند و پس از دههٔ سی کسی در هوای ادبیات فارسی باشد که سعدی و فردوسی را نفس نکشد. نیما که شعر نیمایی را پدید آورد، برای قبول افتادنش انبوه رباعی گفت. نیما زبان و تصویر جدیدی پیش کشید اما هیچگاه رابطهاش را با پدرانش قطع نکرد. مسأله سلیقه یا شکل شعر گفتن شاملو نیست. آنچه شاملو را از دیگران تمیز میدهد، نفرت او از سنت شعری فارسی است.
شاملو هیچ وقت نمیتواند در میان مردم حضور داشته باشد. دکتر شفیعی کدکنی در یادداشتی او را با سهراب مقایسه میکند و با این مضمون اشاره میدارد« سهراب بدون یک نوار صوتی یا تصویری راه خودش را در زبان مردم پیدا کرد اما شاملو هیچ وقت میان مردم نیامد.» این دورافتادگی از حمایت نشدن یا سانسور شدن نیست که از غیر مردمی بودن است. شاعری که در هوای دیگری نفس میکشد و با زبان دیگری شعر میگوید، مخاطبش در شب یلدا، عید نوروز یا در لحظات خاص تاریخ ایران نیست که در کافهها پیدا میشود.
در میان شاعران معاصر، کمتر شاعری فرصت مبسوطی برای ابراز عقیدهاش دربارهٔ فرهنگ، هنر و تاریخ ایران پیدا کرده است. شاملو یکی از آنان است که در دانشگاه برکلی، از موسیقی نینوای علیزاده، شاعری فردوسی، زبان سعدی تا علامه مجلسی و شیخ عباس قمی را مینوازد. این فیلم بخشی از آن جلسهٔ مرحوم شاملو در دانشگاه برکلی است
💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست...
@simafekr_com
Post #1991
1.47K
سیمافکر | Simafekr شاملو، بریده از مردم ایران احمد شاملو، دانشگاه برکلی 💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست... @simafekr_com
- 👍 27
- 👎 6
- ❤ 1