𝙼𝚢 𝚍𝚊𝚛𝚔 𝚍𝚊𝚢𝚜 𝚖𝚊𝚍𝚎 𝚖𝚎 𝚜𝚝𝚛𝚘𝚗𝚐. 𝙾𝚛 𝚖𝚊𝚢𝚋𝚎 𝙸 𝚊𝚕𝚛𝚎𝚊𝚍𝚢 𝚠𝚊𝚜 𝚜𝚝𝚛𝚘𝚗𝚐, 𝚊𝚗𝚍 𝚝𝚑𝚎𝚢 𝚖𝚊𝚍𝚎 𝚖𝚎 𝚙𝚛𝚘𝚟𝚎 𝚒𝚝 روزای سخت و تاریکم از من یه آدم قوی ساختن. یا شاید هم من از قبل قوی بودم، و اونا منو وادار به اثباتش کردن🌱ᥫ᭡
گاهی هولت میدن تا زمین بخوری دردت بیاد،خاکی بشی بار اضافه ای که کول کردی دنبالت بریزه تا بیخودیاشو دیگه برنداری... تا ببینی کی پوزخند زد و رد شد، کی وایستاد و نگات کرد، کی نشست و دستتو گرفت بلند شی و یواشی برای دردت گریه کرد... گاهی هولت میدن که خیلی چیزا رو بفهمی این فرصتا طلایین،از دستشون نده🌱ᥫ᭡
در مورد خودت جدی باش در مورد آرامشت جدی باش در مورد آیندهت جدی باش در مورد عشقت جدی باش در مورد اهدافت جدی باش در مورد ایمانت جدی باش در مورد سلامت روانت جدی باش در مورد زندگیت جدی باش🌱ᥫ᭡
هیچوقت به تهش فکر نکن، چون ممکنه برسی به غم ته زندگی به این قشنگی میرسی به مرگ. ته یک روز خوب ممکنه برسی به شبِ پُر از فکر و خیال. ته یک خاطره قشنگ ممکنه برسی به یک یادش بخیر. از حس و حال الانت لذت ببر به تهش فکر نکن🌱ᥫ᭡
گفت چقدر تغییر کردهای! انگار این چندسالی که ندیدمت با چیزی فراتر از توانت جنگیدهای، یا در مسیری دویدهای که تمایلی به بودن در آن نداشتی. نمیدانم اما تو تغییر کردهای، کمتر لبخندمیزنی، بیشتر فکر میکنی، کمتر حرف میزنی و انگار شیطنت و سرخوشی سابق را نداری. گفتم: چیز مهمی نیست! فقط تو دیگر کودکانگی را در من نمیبینی،از این رو که من مدتهاست انتخاب کردهام بزرگ شوم و از آنجایی شروع به بزرگ شدن کردم که ناچار شدم خودم زخمهای خودم را ببندم، خودم اشکهای خودم را پاک کنم، خودم خودم را تسکین بدهم و خودم پناه و تکیهگاه خودم باشم. بیشترِ ما از یکجایی ناچار میشویم بزرگ شویم، با درد، اما بزرگ شویم، با رنج، اما بزرگ شویم، با نارضایتی، اما بزرگ شویم، زودهنگام بار مسئولیت به دوش بکشیم و با اوضاعِ خارج از تحملمان کنار بیاییم. از یکجایی به بعد، مجبوریم سادگی و شیطنت و سهلانگاریمان را پشت نقابی از احتیاط پنهان کنیم و از کودکی و کودکانگی، دست برداریم.از یک جایی به بعد مجبوریم و آدمی درست از همانجایی زندگی برایش سخت میشود که مجبور است🌱ᥫ᭡